بازتابِ نفسِ صبحدمان

بچّه که بودم زیاد پا درد می‌گرفتم. دکتر کریمی، دکتر خیلی مهربانِ بچگی‌های من، یک‌بار گفته بود، "این درد بخاطر رشده". بعد از این جمله، دردها برایم قابل تحمّل شده بود. حق با دکتر بود. سن رشد که گذشت، از پا دردها هم خبری نبود.

چند روز پیش رفتم بیمارستان تا سهم دایی از نذریِ مادربزرگ را بدهم. از دایی سراغ دکتر کریمی را گرفتم که قبلترها اسمش را توی سررسید بیمارستان دیده بودم. با دایی رفتیم پیش همان دکتر کریمیِ مهربان بچگی‌ها که الان، مردی سنّ و سال‌دار بود. خندیدم و گفتم نصف دوران بچگی من توی مطب شما گذشت، برای پا دردهای به قول شما سنّ رشد. چقدر دردها شیرین‌تر بودند وقتی فهمیدم بخاطر رشد کردن ست. دکتر کریمی، شکلاتی از کشوی میزش به من تعارف کرد و گفت "رشد، همیشه درد داره دختر جون"...

حاشیه:
برای دختر دایی حرف دکتر کریمی را نقل قول می‌کنم. می‌خندد و می‌گوید، مثلاً بکُش و خوشگلم کن! می‌بینم درست می‌گوید؛ روحِ زیبا داشتن، درد کشیدن می‌خواهد، مُردن دارد؛ موتوا قبل أن تموتوا...


۷ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۶