بازتابِ نفسِ صبحدمان

در هیچ چارچوبی نمی گنجد

شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ق.ظ
ازش پرسیدند،"خونه تکونی رو کی شروع می کنی؟" با حالتی متفکر گفت "بعد از این دهه ی فاطمیه.یکم برم روضه،جون بگیرم،بتونم کار کنم"

آن لحظه دلم می خواست،تمام زندگیم را بدهم و حال خاله ی مسن مادرم را داشته باشم که انگار،روزها و ثانیه ها برایش دو قسمت شده است،قبل از فاطمیه و بعد از فاطمیه...


حاشیه :

می گفت،هر وقت رفتید زیارت،گره کور بزنید به ضریح.گره کور،یعنی،محال ترین ها را هم،یقین دارم که می توانی...
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۱

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">