بازتابِ نفسِ صبحدمان

ما چهار نفر

شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۲۳ ب.ظ
من 
سعیده 
محسن 
 و
مهدی
همسن بودیم.پیکهای نوروزی را با هم حل می کردیم. مینشستیم توی مهمانخانه ی بابابزرگ و توی شلوغی دور و برمان, سرمان به کار خودمان گرم بود.جای محسن همیشه کنار سماور بود.در حالیکه هی برای خودش چای میریخت می گفت, "تمام نشد؟بنویسید دیگه, می خوام از رو دستتون بنویسم". مهدی همیشه چهارزانو مینشست و اینجور وقت ها در جواب محسن میگفت, "شرعی نیست,تقلب,بده"..و محسن می خندید و میگفت, "با شرعی شرعی گفتن,آدم نمیره بهشت!"نمیدانم این منطق را از کجا آورده بود..سعیده,اصراری نداشت یکی یکی,همه ی صفحات را حل کند, ذوق داشت زودتر به صفحه نقاشی و خط برسد.وقتی بحث من و مهدی روی جواب مساله ای از ریاضی,بالا می گرفت,محسن, با چای در دست,میرفت کنار عمو مینشست و داد می زد, هر وقت نوشتید,خبرم کنید . سعیده از فرصت استفاده می کرد و صدای قلمش روی صفحه ی کاغذ, می دوید وسط بحثمان..

پدر مهدی که فوت کرد, من امتحان زمین شناسی داشتم,محسن,ترک تحصیل کرده بود و کار میکرد,سعیده هم,بساط طراحی ش را با خودش آورده بود توی مجلس ختم.مهدی ولی, آرام,چهارزانو,گوشه ی اتاق نشسته بود.


بعدتر, محسن با دختر خواهر بزرگ سعیده,ازدواج کرد. پدر زنش زیاد اهل حرام و حلال نبود, مهدی بهش می گفت,خرجت را از پدر زنت جدا کن..شرعی نیست! و باز محسن می خندید..تا روزی سر همین یک لقمه ی نه خیلی حلال! تصادف می کند,حافظه و سلامتی بدن و همسرش را یکجا از  دست می دهد.سعیده نقاش خوبی شده است.ازدواجش, یک ماه دوام داشت,کوتاهترین مدت تاهل،توی فامیل! مهدی روانشناس خیلی قابلی شد و با زنی ازدواج کرد,بی نهایت با حیا و محجبه.

حالا انگار داریم به آخر خط نزدیک می شویم.دور هم جمع شده بودیم,مهدی,عازم سوریه بود.محسن , آرام,گوشه ای نشسته بود و حتما اگر حافظه اش یاری می کرد با همان روحیه ی طنزش می گفت,"انگار شرعی شرعی گفتنهات,نتیجه داد"...سعیده گفت, "بیا یه نقاشی ازت بکشم ,اگه شهید شدی, بزنم رو دیوار خونه تون".فریاد و بدوبیراه بود که از هر طرف مهمانخانه ی عمه خانم،نثارش کردند...من,اما,از درون فرو ریخته بودم..بغض کرده بودم..به سال ها بعد فکر می کردم که شاید بچه های فامیل دور هم جمع شده اند ,یکیشان عکس مهدی را روی دیوار نشان می دهد و می گوید, اینها چهار نفر بودند,

زهرا,مُرد.
سعیده مرد.
محسن مرد, 
و مهدی, همینکه عکسش روی دیواره,شهید شد...


حاشیه :
پست مرتبط : +
موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۲۱

نظرات (۱۵)

ا...اون حرف و پست رو آقا مهدی گفته بود؟ چه جالب
پاسخ:
بعله...
:-)
راهی شده الان؟
ان شاءالله به سلامتی برگردند
پاسخ:
بله..
ان شالله.ممنون
کل نفس ذائقة الموت...

پاسخ:
صدق الله العلی العظیم..
++++
پاسخ:
ممنونم
آه...
چه قدر عمیق و غمگین بود.

دوبار خوندمش.
پاسخ:
واقعیتی  بود...فقط امیدوارم, اخرش, اینطور نباشه...بهتر باشه..برای همه , ان شالله
آهان! پس الان  همتون سلامت هستین :) 
بله؛ شهادت بهتر هست از مُردن. و خیلی هم درسته حرفتون! ولی شهادت که فقط در میدان نبرد نیست؛ دلیلم هم اینه که خانم‌ها که از جنگ معاف هستن و نمیشه گفت هیچ زنی شهید محسوب نمیشه. کسی که بتونه یک زندگیِ خیلی درست داشته باشه هم حتماً اعمالش بی نصیب از رحمتِ خدا نیست و همین مقام می‌تونه به شهادت نزدیک باشه! درسته؟ :)
پاسخ:
تا سلامتی چی باشه!
بله.درسته و بلکه بالاتر.طبق تعاریفی که توی لینکی که خانم نفس دادند, شهادت, انواعی داره.
خب یه نفر میتونه به خدا اعتقادی نداشته باشه ولی در راه مبارزه با ظلم و برقراری عدالت کشته بشه
به نظرم حالا اگه خودش هم اعتقادی به خدا نداشته باشه ولی هدفش مورد رضایت خداست.
بازم همچین فردی شهید محسوب نمیشه؟

از خانم نفس هم بابت لینکی که دادن ممنونم
پاسخ:
بنظر میرسه شرط, قدم برداشتن در راه رضای خداست , و این,فرق داره با اینکه حرکتی فی نفسه,خداپسندانه باشه. نیت شخص ملاکه.
همین الان شبکه یک آقای حسن پور ازغدی دارن یه چیزایی توی مایه های شهادت میگن...
در جواب گمنام
تا جایی که یادمه حدیث داریم که شهادت میتونه انواعی داشته باشه، یه نفر میتونه توی بستر روحش از بدنش جدا بشه و شهید حساب بشه
مهم جهاد در راه خداست، هر جهادی در راه خدا اگر آخرش ختم به مرگ بشه شهادته
چه میدونم مثلا اگه در راه علم بمیری یا در راه مسجد....

http://www.ravayatgar.org/fa/THpFdk1UUW1OakF4SVUxdlpHVnNKaTh2LXliTHlGODg1WCUyZmMlM2Q=/%DA%86%D9%87%20%D9%83%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%8A%20%D8%B4%D9%87%D9%8A%D8%AF%20%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%A8%20%D9%85%D9%8A%20%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF
پاسخ:
خیلی ممنونم.از آدرسی که دادی خودم هم استفاده کردم.
۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۹:۴۰ مـــهـ ـیـا ر
دقیقاً شبیه فیلم ها توصیف کردین :|
و اینکه فیلم نامه خوبی میشه ازش درآورد واقعا.

ان شاء الله همه عاقبت بخیر بشن.

+ پاراگراف آخر خط دوم ، هوان اشتباه تایپ شده، فکر کنم همان درست باشه.
پاسخ:
ان شاءالله...

+ممنونم.اصلاحش میکنم.
شاید خیلی ها توی گمنامی خودشون،شهید شدن ،چه خانم و چه آقا و کسی باخبر نشد و هیاهویی نشد...
چه جواب خوبی بود
یه سوال دیگه هم ازتون داشتم
اگه کسی به خدا اعتقاد نداشته باشه و در راه خدا کشته بشه بازم شهید محسوب میشه؟

ببخشید با سوالاتم وقتتون رو گرفتم
پاسخ:
کسی که به خدا اعتقاد نداره،قطعا هدفش هم نمیتونه خدایی باشه و جنگیدن و کشته شدنش هم در راه خدا نیست.با فرض اینکه فرد غیر مسلمانی ناخواسته و در درگیری هایی کشته بشه،مصداق شهادت نیست. معیار،در صدق واژه شهادت،انگیزه افراد هست.که انگیزه برخواسته از اعتقاداته.

آدرس خانم نفس رو هم ببینید.

نفرمایید.کار خاصی نمیکردم.
ما کسی رو که در راه خدا کشته بشه شهید میدونیم حالا نوع کشته شدن فرقی نداره چه میدان جنگ باشه با ترور و ...
مثلا شهید آوینی نه در میدان جنگ شهید شد و نه ترور شدن ولی بازم شهید شدن
ولی بازم تعداد شهدای خانوم کمتره
خیلی کمتره
پاسخ:
اینطور که حساب کنیم،ممکنه نتونیم تشخیص بدیم واقعا کی مردنش در راه خدا بوده و کی نبوده...شاید خیلی ها توی گمنامی خودشون،شهید شدن ،چه خانم و چه آقا و کسی باخبر نشد و هیاهویی نشد...
ادم میلرزه ب خودش!
پاسخ:
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
از خاک در آمدیم و بر باد شدیم..
شاید اینی که میگم زیاد ربطی به پستتون نداشته باشه

ماها معتقدیم شهادت بالاترین درجه ای هستش که یه انسان میتونه بهش برسه همیشه برام این سواله که چرا این بالاترین فقط نصیب آقایون میشه
البته شهید خانوم هم داریم ولی خیلی خیلی کمه
این همیشه برام سواله
پاسخ:
شاید چون شهادت رو منحصر در کشته شدن در میدان جنگ می دونیم و یا فقط چیزی را شهادت می دونیم که عموم مردم می دونند.
چقدر عجیب! هرکی به هرچی ته دلش بود رسید! 
+ الان یه‌چیزی برام مبهم شد! اولش اسم زهرا نیومده، یعنی اسمِ خودتونه در واقع؛ منظورتون از اینکه آخرش نوشتید مُرد[خدا نکنه] چی بود؟ 
پاسخ:
هر چیز که در جستن آنی،آنی...

بالاخره که، کل نفس،ذائقه الموت..تصور چند سال بعد هست که همه ی ما می میریم اما مهدی،شاید به آرزوش برسه و شهید بشه..بالاخره از همه مون جلوتره.در یک قدمی هدفشه و همین مردن،نکته ی دردناک قضیه ست..مردن،نه شهادت..

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">