بازتابِ نفسِ صبحدمان

"احتمالات"ی به شیرینیِ حضورِ تو

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ق.ظ
جمعه ی ساکتی بود.در سکوت صبح جمعه،داشتم سعی می کردم احتمال ابتلای به بیماری ای را حساب کنم.بعد از یکی دو ساعت کلنجار رفتن،بالاخره به نتیجه ی قابل قبولی رسیده بودم و از همه مهمتر می دانستم احتمالا این جواب،روند پرونده ی بیمار را تغییر خواهد داد.

از کتاب فلسفه،رسیده بودم به بحث"نفی اعتقاد به اتفاق"،در مبحث علت و معلول.بعد از تقریباً دو ساعت درس گرفتن،با تمام وجود،حقارتِ خوشحالیِ ناشی از حل و کشف! میزان احتمال ابتلا را حس کردم...عظمت کاری که کرده بودم،شبیه یک بازی بچگانه بود مقابل عظمت و علم بی پایان الهی.موضوع وقتی حساس تر می شد که میفهمیدی،همینقدر از راه را هم،تو،نرفتی.همه اش خودش بود..خودش لطف کرده بود و تو،گوشه ای خیلی کوچک از رابطه ی ذاتی بین پدیده ها را به دست آورده بودی،حتی ممکن بود آنقدر به همه ی جوانب مسلط نباشی و گوشه ای را غفلت کرده باشی و نتیجه ی واقعی ،غیر از این ،باشد.

احساس میکنم،تمام واژه ی "احتمالات" و "احتمال" که در ژنتیک مطرح می شود برایم رنگ و بوی دیگری گرفته.رنگی مثلِ رنگِ حضور پررنگ عالمی حکیم در تمام هستی...عالمی که آنقدر،علمش،وسیع ست که اجازه نمی دهد با قطعیت همه چیز را بیان کنی...انگار که دوست دارد همیشه،بین همه ی جواب های قطعیِ ریاضی،جایی برای خودش نگه دارد تا بلکه،چشممان عادت کند به دیدنش..یعنی همان،"اومد لب بوم قالیچه تکون داد/قالی گرد نداشت،خودشو نشون داد"...یعنی "دلبری کردن معشوق"...یعنی همان،شعورِ جاری در هستی که انیشتین را وادار به اعتراف کرد که : "هنگامی که قوانین ریاضی به حقایق نسبت داده می شوند قطعی نیستند و وقتی قطعی می باشند به حقایق نسبت داده نمی شوند."

کلمه ی "احتمال" را توی جمله ای که نوشته ام،پررنگ تر می کنم : احتمال 1/48 بیماری....
موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۰۱

نظرات (۴)

۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۰:۴۱ پلڪــــ شیشـہ اے
:)

ژنتیک توحیدی ...
پاسخ:
:)
ان شاءالله زندگی توحیدی نصیبت/نصیبمون
استاد دولابی:
خدا در همه جزئیات زندگی من و شما دخالت دارد. ما کم متذکر خداییم. باید از درون متذکر بود. همه هنرهایی که داری مال خداست. مال تو نیست. هر چه کرده ای را حاشا بزن و بگو کی بود کی بود من نبودم. چه کسی اولاد درست کرد؟ چه کسی به آن ها غذا داد؟ چه کسی عبادت کرد؟ چه کسی به دیگران خوبی کرد؟ همه را خدا کرد.
پاسخ:
احسنت..
نمیدونم کتاب قوی سیاه رو خوندین یا نه، فقط میخواستم بگم در مورد درست فکر کردن در مورد احتمالاته.
کلمه "انشاالله" خیلی کلمه جالبیه. همیشه گفتنش نه تنها بد نیست بلکه نشون میده طرف میدونه که همه چیز در اختیارش نیست و همین هم تواضعشو نشون میده و هم باعث میشه الکی سر خیلی چیزا اعصابشو خورد نکنه
پاسخ:
نه مطالعه نکردم.ممنون بابت معرفیش.
بله.انگار انسان رو توی مسیر نگه می داره.
انگار که دوست دارد همیشه،بین همه ی جواب های قطعیِ ریاضی،جایی برای خودش نگه دارد تا بلکه،چشممان عادت کند به دیدنش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">