بازتابِ نفسِ صبحدمان

سیاست،پشتِ درهای بسته

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۲۷ ق.ظ
از قدیم تا الان،هر وقت همه،خانه ی آقا جان جمع می شویم،با اینکه،خانه،چندین اتاق دارد،اما موقع خواب،همه ی خانم ها توی یک اتاق و همه ی آقایان توی اتاق دیگر می خوابند.الان که فکر می کنم، میبینم،تصمیم خیلی خوبیست؛هرچند بی نقص هم نیست.وقتی کنار هم هستیم،راحتتر می خوابیم،چون مطمئنیم،اگر خواب بد ببینیم و تقلا کنیم برای بیدار شدن،کسی هست که صدایمان را بشنود و بیدارمان کند.یکی از همان شب ها بود که حال عمه رقیه بد شد و زود فهمیدیم و خطر رفع شد.یا اگر کسی بدخواب می شد و خوابش نمی برد،کسی بود که روی دستمالی گلاب بپاشد و دستش بدهد و از بی خوابی نجاتش دهد.سحرها،کافی بود،یکی از خواب بیدار شود برای وضو.کمِ کم،دیگر کسی برای نماز صبح،خواب نمی ماند.همان شب ها بود که از نماز شب خواندن های عمه معصومه،فهمیدم که چرا اینقدر صبورست.خیلی از شب ها،زل می زدیم به سقف چوبی اتاق و حرف می زدیم.از رویاهایمان می گفتیم.آنقدر حرف می زدیم تا از خستگی خوابمان ببرد..

یکبار،از وقتی که خیلی شهری شده بودم! و از رویِ زمین خوابیدن،کمر درد می گرفتم،رفتم روی تختِ آهنیِ کنار اتاق.صبح که شد،اصلا نفهمیده بودم که زهره،خوابش نبرده و نگران همسر مسافرش بوده.نفهمیدم تا باهاش حرف بزنم و کمی از نگرانیش کم کنم.یا اصلا نفهمیده بودم اعظم،کی،برای نماز بیدار شده بود،چون اصلا پایی به پاهایم گیر نکرده بود که بیدارم کند.احساس کردم کمی غریبه شدم!

امشب،توی اتاق در بسته ام نشسته ام.برادرها،هر کدام،توی اتاق دربسته شان خوابند.مادرم هم.تا صبح،هر چقدر از بیخوابی غلت بزنم،یا هرچقدر خواب بد ببینم و تقلای بیدار شدن داشته باشم،هیچکس نمی فهمد.هر چقدر فردا برای برادرم تعریف کنم که تا صبح خوابم نبرده،تنها کاری که شاید بکند،اینست که به هر کسی رسید،داستان بی خوابی من را تعریف کند؛طوطی وار تکرار کند،بدون آنکه توی بی خوابی من سهم داشته باشد یا گلابی دستم داده باشد...

حواشی:
  • این پست می تواند سیاسی هم،باشد...

  • "مشکل جوانان"،"مشکل ازدواج"،"مشکل اقتصاد"....هی طوطی وار،تکرار کنید،بعد هم شب ها توی اتاق دربسته تان بخوابید،بدون آنکه توی بیخوابی های دیگران شریک شده باشید...لعنت به شهری شدن(شما بخوانید،مدرن شدن،پولدار شدن،آقا شدن،رئیس شدن،و...) که هر آشنایی را غریبه کند! 
موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۱۱

نظرات (۷)

عالی بود.

ناظم حکمت یه شعر خوبی داره که ترجمش این میشه:
"میگویند تنهایی چیزهای زیادی به آدم می آموزد
اما تو نرو
بگذار من نادان بمانم"
احساسی که راجع به دنیای مدرن و سنتی دارم، یه چیزی شبیه همین شعره. شاید به نظر مدرنیجات چیزای زیادی به آدم ارمغان بیاره اما به نظرم به هیچ دردی نمیخورن، چون به حد زیادی هم از ادم بودن خودمون کمتر کردن.
پاسخ:
اصلا دوری،هیج هم سنخیتی ایجاد نمیکنه..هم سنخ هم که نباشی،درک درستی نداری...

ممنون از شعر.خیلی خوب بود.
سیاست یعنی،  کسب قدرت. و این قدرت، فی نفسه فساد آوری دارد.
فکر میکنم اینکه شعار شعار داده میشه که دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما! 
کلا یه ریش خود خندیدن است،  چون واقعا سیاستی که وجود داره،  اصلا عین دیانت نیست! و اگر واقعا روی این شعار پافشاری میشه!  پس نوع دیانت مشکل داره! وگرنه در این نوع دیانت و سیاست، نبایستی فساد ایجاد بشه اون هم به این بزرگی! 
پاسخ:
قدرت برای افراد کم ظرفیت فساد اوره,وگرنه حضرت سلیمان ,عالم رو در قبضه قدرت خودش داشت. و متقینی که طبق وعده الهی ,آینده,مال اونهاست و ان شالله ب قدرت که برسن,حکم خدا رو اجرا میکنن..
متاسفانه کم ظرفیتیم.خود ساخته نیستیم.

سلام.ان شالله کسالت برطرف شده باشه
۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۴۵ میثم علی زلفی
چقدر زیبا
آفرین
پاسخ:
سلام
سلامت باشید
نیمچه سیاسی پست خیلی گیراتر بود. واقعا هم همین هست. 
ملتی شده ایم همه شهری! 
پاسخ:
دنیا رو خیلی جدی گرفتیم..
لعنت به شهری شدن. واقعا لعنت به شهری شدن... :|
به نظرم باید بنویسی برداشت غیر سیاسی هم آزاد
این پست صرفا سیاسی است
سلام
پاسخ:
جالبه ها:-) اصلا از اول قصد سیاسی نوشتن نداشتم. 
سلام ب خواهر عزیزم:-)
نماز شب صبر را زیاد می کنه؟
پاسخ:
چرا که نه.هر چیزی که روح ادم رو بیشتر همسنخ عالم ملکوت کنه و به خدا نزدیک کنه,میتونه باعث بروز صفات الهی به نحو احسنت درادم بشه.صبر یک نمونه کوچکشه.در احادیث هست که هیچ چیزی ب اندازه مستحبات انسان رو به خدا نزدیک نمیکنه
ٔ..................
پی نوشت . بله اشتباه از بنده بود. هیچ چیز به اندازه واجبات بنده رو به خدا نزدیک نمیکنه.
ممنونم

یک حدیث قدسی با این مضمون داریم که : بنده با انجام مستحبات به من تقرب پیدا میکند...که البته بعد از تاکید به انجام واجبات و فرمایش شما هست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">