بازتابِ نفسِ صبحدمان

قهرمان من...؟

شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۱۷ ق.ظ

+ حالا تا صبح بشینی که ماهی نمیاد از رو دستت رد بشه

_ میاد! بابام گفته ..


أنا و علی ابواه هذه الأمة...

چند دقیقه ایست با اشک به این تصویر نگاه میکنم..به همه "قال" رسول الله و قالَ امیرالمؤمنینی فکر می کنم, که می شنوم و با بی اعتمادی و بی توجهی عبور میکنم...کاش فرزند بهتری بودم...از این بچه هایی که پدرشان,قهرمان و داناترین فرد زندگیشان ست...


تصویر مال من نیست

موافقین ۱۹ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۱۰

نظرات (۴)

۱۹ تیر ۹۶ ، ۱۱:۵۵ محمد حامد
منظورم این حدیث نبود
کلا ، احادیث
در دریای احادیث نباید بی‌گدار به آب زد :)
پاسخ:
بله.درست متوجه نشده بودم..ممنونم.درست میفرمایید
۱۶ تیر ۹۶ ، ۰۱:۲۱ محمد حامد
متن جالبیه
ولی شبهه درست میکنه در ذهن مخاطب
حدیث باید بررسی بشه و مشخص بشه به ما میخوره یا نه!
پاسخ:
حدیث رو میتونیم حذف کنیم, به متن خللی وارد نمیشه
سلام
چه عکس قشنگی...
چه متن قشنگی...پر از امید  تلنگر...
چند روز پیش داشتم به یکی از فامیلا در یه امام زاده کوچیک و ساده در یه روستایی،میگفتم الان ایمان و اعتقادات ما سست شده و دلیل چیه نمیدونم...
وقتی مادرجان از قدیما داستان برام تعریف میکنه که چطور ادما میومدن این امام زاده ها و متوسل میشدن و یه سری اتفاق های عجیبی تو زندگیشون اتفاق میوفتاد اما الان... ازین چیزا خبری نیس...
حرفای اهل بیت انگاری برامون کم اهمیت شده حالا اگه اسم یه دانشمند غربی رو بیارن انگار بیشتر توجه میکنیم...
کلا هم عوض شده خدا به ما رحم کنه...
پاسخ:
سلام بانو
عکس رو خیلی دوست دارم.
الحمدلله..
اصلا خدا و مفاهیم دینی از قلب ها خارج شده و صرفا وارد مغزها شده...خدا رو نداریم ،فقط می دونیم..
۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۹:۱۲ فاطمه غلامی
وایییییی
خیلی عالی
پاسخ:
سلام خواهر جان.خودتی :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">