بازتابِ نفسِ صبحدمان

از بابا قنداقی تا خدا!

پنجشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۸ ب.ظ
هر شب دعوا می کردیم.سه تا بودیم و بابا،دو تا پهلو! بیشتر نداشت.هر شب دعوا می کردیم که کدام دو نفر،پهلوی بابا بخوابند.قصه های تخیلی بابا قنداقی! را خیلی دوست داشتیم.بابای قنداقی که بعد از به دنیا آمدن،می آید شهر و برای خودش زندگی مستقل تشکیل می دهد! با همان قنداقش پشت کامیون می نشیند و غذا سفارش می دهد و ...

یکی از شب ها بابا گفت،قصه ی باباقنداقی تمام شد.از امشب قصه ی جدید.خوب نیست تا همیشه توی تخیل محض بمانید..آن شب قهر کردیم.گریه کردیم.دلمان برای بابا قنداقی خیلی تنگ شد و با قصه ی جدید شاهنامه،غریبگی کردیم..اما کم کم توی شخصیت های شاهنامه گم شدیم.کم کم فهمیدیم جزئی از قصه بودن،و به جای یک شخصیت حرف زدن،عالم دیگری دارد..کم کم باید با شاهنامه و نمایش های شبانه مان خداحافظی می کردیم..باز هم سخت بود،اما نه به سختی قبل..حس میکردیم بهترهایی در انتظارمان ست..

قصه ها شد،قصه ی انبیاء..داستان حضرت لوط و دخترهایش را که میشنیدم،برای خودم،نقش های بزرگتری تصور می کردم..میرسیدم به تصمیم گیری"می خواهی همسر حضرت لوط باشی یا دخترانِ همراهش؟"... 

کم کم قصه ها،اختصاصی تر شد...یک شب ،شب دختر بود! و بابا از بانوی قهرمان کربلا می گفت..شبی که شب پسرها بود،داستان کربلا بود و ولایت..کم کم تفاوت بین قصه های قبلی و این قصه ها برایم روشن می شد...از،قهرمان هایی که خودشان پررنگ بودند ،تا قهرمان هایی که یکراست،دستت را می گذاشتند توی دست خدا...توی قصه های انبیاء هر جا میپرسیدی "چرا"؟ میشنیدی که می گفتند "خدا"...

توی تمام این سالها،الگوی ما از بابا قنداقی رفت به سمت واسطه ی فیض...

این روزها با خودم فکر میکنم که گاهی ما آدم بزرگ ها،الگوهایمان در حد همان باباقنداقی ست! تخیلی و ناقص..دل کندن از الگوهای تخیلی سخت ست! اما لازمه ی رشد و زندگی ست.. 


شهادت امام صادق -علیه السلام - بر دل عزیز شما،تسلیت.
۹۶/۰۴/۲۹

نظرات (۳)

۰۳ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۹ پلڪــــ شیشـہ اے
ممنون از دعای خیرتون بانوجان. خداوند عزیزان دل شما رو هم حفظ کنه.
پاسخ:
ممنونم.عزیز و بزرگواری :)
۰۳ مرداد ۹۶ ، ۰۵:۵۱ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام بانوجان.چه سیر جالبی. روش های تربیتی پدرتون همیشه این رو نشون میده که چه قدر فکر شده جلو رفتند.. در این زمینه های تربیتی اگر کتابی هم مد نظرتون بود لطفا حتما با ما به اشتراک بگذآرید. ^_^ ممنون از بابت نشر خوبی ها
پاسخ:
علیکم السلام خواهر عزیزم.
خدا عزیزانت رو برات حفظ کنه ان شاءالله.
به روی چشم.اگر روزیم شد،حتما با شما دوستان هم به اشتراکی میذارم.ان شاءالله وسیله ی خوبی باشم.
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۱ محمد حامد
جالب بود...
رشد لازمه ی زندگیست...
تغییر لازمه ی بقا!
پاسخ:
بزرگ شیم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">