بازتابِ نفسِ صبحدمان

*نیمی از گَلّه‌ی ما را سگِ چوپان خورده

شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۴ ب.ظ
شاید یک روز به این نتیجه برسم که دردسرهایِ داشتنِ بهترین هایِ دنیا را تحمل نکنم.از خیرشان بگذرم.شاید یک روز به حرفی که چند سال پیش شنیدم گوش کنم،و دنبال بهترین هایِ هر چیزی که متعلق به دنیا باشد،نروم.شاید اعتراف کنم که همیشه بهترین ها،آدم را به مقصد(حتی مقصدهای برتر) نمیرسانند...مَرکَب خوب،همیشه هم،ضامن رسیدن نیست...گاهی آنقدر می جنگی برای وسیله،که از هدف می مانی.که شاید با همان وسیله ی ناقص تا نیمه های راه رفته بودی...شاید همه ی شما این ها را از بر باشید..اما خنده دارست که من،الان،به این نتیجه رسیدم.تازه"شاید"!


*دشتمان گرگ اگر داشت نمی نالیدم
نیمی از گله ی ما را سگ چوپان خورده!

مجتبی سپید


۹۶/۰۵/۲۱

نظرات (۱۴)

طبق اون روایت یا آیه ای گه میفرمان مومن باید بهترین چیزهارو استفاده کنه(نقل به مضمون) بهترین نعمت ها برای بندگان خوب خداست و مومن باید بهترین هارو داشته باشه. توی روایت از خوشبختی های مومن داشتن مثلا خونه بزرگ و مرکب خوبه...
برداشت من اینه که تلاش برا داشتن مرکب خوب( که هرچی میتونه باشه از ماشین تا همسر تا غذای خوب و ...)  واقعا شاید خیلی مهم باشه اما خب استثنایاتی هم هست
توی نظر قبلیم گفتم
تو (نوعی) تلاشت رو میکنی اما خب بدست نمیاری و نمیرسی
شاید طبق امتحانات خدا قراره رشد تو که هدف خلقتت بوده با مرکب کمتر باشه..
تلاش مهمه بعلاوه راضی بودن به رضای الهی... و اینکه هیچ وقت از تلاش دست بر نداریم..
رزق هرکس مقدر و معلومه و خدا هم به هرکس بخواد نعمت بیشتر میده به هرکس هم بخواد روزیشو تنگ میکنه 
مهم اینه که هرکدومش برا هرکس اتفاق بیوفته در راستای خلقتت هست
به شرطها و شروطها و شروطش تلاش است


میدونم نظری حرفام در عمل رسما خودم تعطیل محضم...
فقط خواستم بهتون بگم نا امیدی توی تلاش کردن معنی نداره
که یرزقه من حیث لایحتسب وقتی که متقی باشیم... ان شاءالله
پاسخ:
در راستای کامنت خصوصیت،باید بگم دقیقا موقع نوشتنش به همین فکر کردم. و شاید به قولی،قیاسش با بقیه وسائل و ابزار مادی،قیاس درستی نباشه.
با این فرمایشاتت موافقم.درسته.
خوبیِ وسیله‌های ناقص اینه که آدم بیشتر تلاش می‌کنه، سعی می‌کنه زودتر مسیر رو به پایان برسونه، سعی می‌کنه کمتر به وسایل متکی باشه و دست روی زانوهای خودش بذاره. چون هرلحظه ممکنه نیست بشن، خراب و بی‌فایده بشن. 
بهترین‌ها بد نیستن که هیچ، خیلی هم خوبن. اما یه وقت‌هایی خوب بودنشون اونقدر تو چشم ما بزرگ می‌شه که خودشون تبدیل می‌شن به یه هدف. همونی که شما گفتین. مثلِ خیلی آدم‌ها که وقتی هدفشون رو از زندگی می‌پرسی و بهت می‌گن فلان چیز، تو هی دوست داری بپرسی به اون برسی که چی؟ اونقدر بزرگ شده که یادمون رفته قرار بود از این وسیله، از این راه، از این شغل، از این رشته به یه چیزِ دیگه برسیم. نه اینکه رسیدن به اون حدِ کمالِ ذهنمون باشه. 

پاسخ:
این فرمایش شما رو روش تامل کردم.درست میفرمایید.اما گاهی داشتن یه نعمت خوب،تلاشی میطلبه برای خوب نگه داشتنش و حتی تبدیل به احسن کردنش.مثلا کسی که وسیله خوبی و بهتری در دست داره،تلاشش مضاعف میشه که بهتر از اونی که داره رو ارائه بده،در غیر اینصورت،کفران نعمت کرده.
آفتش میتونه توی دو سطح باشه.یکی همین که شما گفتید.اینکه توی چشم بزرگ میشن..یکی هم میتونه این باشه که اینقدر سخت به دست میان،که تمام انرژیت رو میگیرن تا به دستشون بیاری.و بعد چه تضمینی هست که بتونی همونقدر و بلکه بیشتر وقت بذاری و از اون وسیله بهترین استفاده رو بکنی؟در صورتیکه آفتی که شما اشاره کردید رو دچارش نشیم.در این صورت آیا بهتر بود همون دم دستی تر رو انتخاب میکردیم و لنگ لنگان پیش میرفتیم یا نهایت تلاش رو میکردیم تا بهترین رو به دست بیاریم و یا اینکه توی دستگاه آفرینش،تلاش برای به دست آوردن بهترین وسیله،در راستای هدف بزرگ،خودش فی نفسه،ارزشمنده؟! یا؟...
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۰۴ دُچــــ ــــار
تیتر رو فهمیدم فقط :)
پاسخ:
ببخشید واقعا .این ضعف بنده ست.
آخه شاید خیلی هم تیتر به موضوع مربوط نباشه.در هر صورت ببخشید.
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۴ میثم علی زلفی
این همان فرق کامل گرایی و کمال گرایی است
اولی توقف می آورد و دومی حرکت
پاسخ:
قطعا هیچ چیز این دنیا نمیتونه در حد ایده ال باشه.خود دنیا ظرفیتش رو نداره.اما منظور،بهترین های در دسترس،نسبت به کمترهای همون نوع،هست.مثل مثال هایی که توی پاسخ کامنت دوستان زدم.وقتی بخوام این مساله رو قبول کنم،نهایت تلاش انسان،زیر سوال میره.اگر هم بخوام نهایت تلاش رو بکنم،گاهی از هدف می مونم.درام فکر میکنم شاید حمع بین هردوش میسر باشه؟
سلام دوست عزیزم.

ببخشید من نظری ندارم. اما دوست دارم در موقعیت مناسب در این مورد فکر کنم و بعد از آن صحبت کنیم.
پاسخ:
سلام به روی ماهت 
ان شاءالله ان شاءالله.ممنونم که وقت میذاری.
راست می گی..
پاسخ:
صبا جانم،گاهی توی مسائل مهمتر،مثلا اینکه سعی کنی خیلی قوی باشی و همه جانبه رشد کنی از لحاظ علمی و حتی بهترین همسر رو انتخاب کنی و برای داشتنشون خیلی تلاش کنی،یا اینکه به کم ها قانع باشی تا لنگ لنگان برسی،خیلی فکر میکنم..
«گاهی آنقدر می جنگی برای وسیله،که از هدف می مانی.که شاید با همان وسیله ی ناقص تا نیمه های راه رفته بودی»

جالبه. جالبه. خیلی جالبه. که این نوشته و این پست، نه غیرمستقیم، که کاملاً مستقیم با حال این ساعت و این چند روزِ من مرتبطه. این چند روز برای توجیه خودم، به خودم می‌گفتم فلان‌چیز، وسیله‌ی فوق‌العاده‌ایه برای رسیدن به فلان‌مسئله و چرا من برای همیشه ازش محرومم؟ ای‌کاش هرچه سریع‌تر به این مهم برسم که نباید معطل کرد، نباید این‌قدر نداشته‌ها رو بزرگ کرد. نباید.نباید.نباید...
پاسخ:
بعضی وقت ها واقعا بخوایم مثال بزنیم،شبیه کسی شدیم که میخواد با قاطر بره مسافرت،اینقدر درگیر تغییر و تکمیل قاطر میشه که کلاً از سفر می مونه...
سلام
"بهترین" برای هرکس یه جور تعریف میشه...
الزاما چیزی که برا من بهترینه شاید برا تو بدترین باشه و ...
و اینکه خب این واضحه که هدف مهمه ...
مهمتر از وسیله
نه اینکه وسیله مهم نیست
هست
اما بسته به شرایط فرق میکنه
وقتی هدف داری و وقتی هدف خلقتت هم رشد و کماله
حالا تلاشت رو در حد توانت میکنی و اگه نرسیدی مرکب رو عوض میکنه
چه با قاطر چه با اتوبوس
مهم اینه که اگه تلاش کردی و به اتوبوس نرسیدی قطع به یقین رشد تو و رسیدنت به هدف با قاطره

جیف که اینا رو در حد جهانبینی قبول دارم و حیف از عملی که نیست...

التماس دعا لطفا
پاسخ:
سلام و رحمت الله نفس جان
اینی که شما میگی،برای من توی ابزار ساده خیلی قابل درکه.مثلا توی ابزار زندگی،ماشین،حتی خونه و غیره.اما مثلا وقتی بحث این میشه که توی رشته علمیت کجا ایستادی  کمی سختتر میشه این موضوع برام.
حتی میدونم مقایسه جالبی ممکنه نباشه اما انتخاب همسر هم برام الان توی حیطه ی این سوال قرار میگیره.


ان شاءالله عامل باشیم.حاجت روا ان شاءالله
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۰ صحبتِ جانانه
سربسته از یه درد سخن گفتید

مربوط به وضع موجود علمی جامعه ست؟

پاسخ:
سلام خانوم جان

بیشتر مربوط به خودم هست تا جامعه.و دقیقا شامل مسائل علمی هم میشه.
سلام. خدا قوت.

نمیدونم درست متوجه شدم یا نه. مسئله ای که برای من هم دغدغه ی فکری شده، نوع ابزار، نوع مسیره. گاهی اونقدر غرق مسیرهای پر سروصدا و چشم پر کن میشم که از هدف غافل میمونم. گاهی اونقدر خودم رو ملزم به داشتن ابزارهای بزرگ میدونم که آخر خسته و درمانده به خودم میگم داری غلط میری. درست فکر کن.

تا اینجای عمرم، شاید به نکته ای که فهمیدم عمل نکرده باشم، ولی فهمیدم که به هدف میشه رسید، حتی از طریق مسیری پنهان و ناپیدا در چشم مردم، و با ابزاری ساده و کوچک و تدریجی.
پاسخ:
و علیکم السلام
بله.همینطور که فرمودید. این ابزار می تونه حتی نوع فعالیت علمی هم باشه.
فکر می کنم، مشکل ِاین نوشته، گیر ِنویسنده در تعریف بهترین است.
پاسخ:
شاید..
منظورم از بهترین،بهترین هایِ این دنیاست.بهترین هایی برای رسیدن به اهداف اصلی.بهترین هایی که بهشون دسترسی داری و با عقلت میفهمی بهترین وسیله ست اما داشتنش راحت نیست.هرچیزی.از ابزارها تا آدم ها و همراه ها و رفقا و ...
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۷ میرزا ژوزف پولیتـزِر
ولی واقعا خیلی ها از سر خستگی و استیصال هم نمیرسند. من نیز...
پاسخ:
اگر نتیجه ی درستی باشه و کامل...

++ امیدوارم دوستان نظراتشون رو بگن.خوشحال میشم اگر این نوشته صحت نداشته باشه.
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۳ میرزا ژوزف پولیتـزِر
سلام خوب متاسفانه خیلی از ما هنوز به این نتیجه نرسیدیم
پاسخ:
ان شاءالله با معرفت به این نتیجه یا هر نتیجه ی درست دیگه ای برسید. نه مثل من،از شدت خستگی و استیصال.
داستان اینجاست که گاهی هدف را فراموش میکنیم. و دنبال مسیر میگردیم. 
.
بی ارتباط به متن و مرتبط با شعر:
قصه‌ی چوپان که " گرگ امد " دروغی محض بود
گرگ چوپان است چوپان... ای خدای گرگ ها...
پاسخ:
پیدا کردن مسیر درست هم جزئی از هدفه..گاهی به خودمون میایم میبینیم همش در تدارک مرکب بودیم..

.
شعر قابل تاملی هست.توی وبلاگتون که دیدم،چند بار خوندم.ممنونم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">