بازتابِ نفسِ صبحدمان

فاتح کوه های بی قلّه!

دوشنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۰۲ ق.ظ
از کوه همیشگی بالا می روم.هر بار،چهره ی جدیدی از این دنیا ذهنم را درگیر می کند...به مسیر صعود فکر می کنم.به شباهتش با زندگی.صعود،از زمین کنده شدن دارد،نفس تنگی و خستگی دارد،گاهی هم کلافه می شوی.پا درد هم دارد گاهی. اما چون می دانی که کوهِ بی قله،اصلا کوه نیست،انتظار راهی هموار و مستقیم و بی دردسر را نداری.حتی اگر روی سکوهای بین راه هم بنشینی،تا نفس تازه کردی،بی معطلی بلند می شوی...

روزهای زندگی،نفس گیرند،یا ایها الانسان انک کادِحٌ الی ربّک کَدحاً فمُلاقیه...راه ملاقات،راهی سخت ست...نشستن و دست روی دست گذاشتن به امید روزهای گل و بلبل،مثل نشستن روی سکوهای استراحت ،به امیدِ صاف شدنِ کوه و هم سطحِ زمین شدن ست.کوه بی قله هم که کوه نیست..پس،فاتح کدام قله می خواهی بشوی؟!
موافقین ۱۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۰۶

نظرات (۱۳)

مشکل بزرگ اینجاست که فکر می کنیم  نشستن وجود داره. اما به واقع نشستنی وجود نداره.  برداشت کلی ام از ازندگی این بوده که در اکثر مواقع سقوط انرژی بسیار بیشتری در مقایسه با صعود از انسان میگیره.
پاسخ:
در مثال کوه،نشستن رو به کار بردم.در واقعیت، منظور از نشستن،همین آسودگی ها و راحتی هایی هست که گه گاهی پیش میاد .که بعضی هامون فکر میکنیم همیشه باید اینطوری باشه.
قطعا برای همه پیش میاد.چون ان مع العسر یسرا.اما گاهی بلد نیستیم لذت ببریم.گاهی هم فکر میکنیم همیشه باید همینطوری باشه.

قسمت دوم فرمایشتون رو قبول دارم.ممنونم
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۱۳:۲۰ محترَق الزهرا ( سلام الله علیها )
سلام علیکم
موقع صعود ، نشینید
سعی کنید ایستاده خستگی تون رو رفع کنید ... !
پاسخ:
علیکم السلام.
 بله حق باشماست،هرچند گاهی خیلی سخته..
اصلا این حالت "آماده" بودن،انگار همیشه بهتره.
راستش سکوی مناسب برا نشستن پیدا نکردیم ما!
روی زمینم که نمیشه نشست! خستگی رو رفع نمیکنه....


خداییش این استراحت گاه ها خیلی مهم ان.....
کم و کیفیشون
پاسخ:
به قول حاج اقا پناهیان،همیشه بین سختی ها ،یه فرصت نفس بهمون میدن بالاخره. گاهی هم باید یاد بگیریم از همین چیزهای کوچیک استفاده کنیم. موقعیت های پیش آمده ی خیلی کوچیک.
بله..قطعا بی استراحت نمیشه.
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۲۰ صحبتِ جانانه
سلام و رحمت الله
کوه عالیه
مدت زیادیه از کوهی بالا نرفتم...
پاسخ:
علیکم السلام خانم جان
بله..بعد از وقفه ی طولانی،شروع کردم و تفاوت حال و هوام،خیلی مشهوده..
مثل همیشه پر مغز...
حال این روزهای من...
پاسخ:
ان شاءالله که واقع بینانه دنیا رو ببینیم..
یادم باشه بفرستم برای خواهرام
ممنون از پست
پاسخ:
خیره ان شاءالله
خواهش میکنم بانو جان
عنوان عالیه. منم! فاتح کوه های بی قله.
متن با برداشت من از عنوان متفاوت بود، اما به خاطر عنوان بی نهایت ممنونم.
یک تلنگر بزرگ بود برام.
فاتح کوه های بی قله.
پاسخ:
حق با شماست :) خودم هم عنوان رو بیشتر میپسندیدم.عنوان،نوع انتظارم از زندگی و پیشرفته! و متن،یک حقیقتی از چهره ی دنیا.شاید از یک جهت خیلی به هم ربط نداشته باشن...

الحمدلله...
تمثیل زیبا و به جایی بود. آدرس آیه؟
پاسخ:
سوره مبارکه انشقاق.آیه 6
به لطف خدا..
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۴۰ پلڪــــ شیشـہ اے
:) سلام بانو.ممنون که برای ما می نویسید.حال تان خوب خوب.
پاسخ:
سلام و رحمت الله بانوی عزیز:) ممنون که وقت میذارید.ان شاءالله بهترین های هرچیزی به زندگیت جاری بشه و با قلب ارام بپذیرید/بپذیریم..
۰۶ شهریور ۹۶ ، ۰۹:۲۳ دُچــــ ــــار
نشستن و دست روی دست گذاشتن به امید روزهای گل و بلبل،مثل نشستن روی سکوهای استراحت ،به امیدِ صاف شدنِ کوه و هم سطحِ زمین شدن ست.

عالی بود این :)

پاسخ:
چیزی رو که نیست،توقع داریم...
بعضی وقتها هم آدم فکر میکنه از کوه داره بالا میره ولی عملا داره میره ته چاه..

پاسخ:
بدیش اینه که هر دو نوع رفتن،سختی خودش رو داره.اشتباه بریم،میشیم خسرالدنیا و الاخره..
زندگی همه‌ی آدما قصه کوه و قله نیست. برای بعضی، دریا و غرق شدنشه. فقط گاهی تلاش می‌کنن تا لب آب بیان بالا و یه نفس بگیرن...
پاسخ:
قسمت اول فرمایشتون رو قبول دارم.برای بعضی هامون غرق شدنه.هر دو راه،سختی داره.اما یکی سختی هدفداره و یکی صرفا سختی کشیدن و خسرالدنیا و الاخره شدن..
چقدر خوب بود خانم الف
چقدر‌نیاز داشتم بهش ...
پاسخ:
الحمدلله..الحمدلله...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">