بازتابِ نفسِ صبحدمان

سیاهی لشگر

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ

بعد از کربلا دیدند نابینا شده. علّتش را پرسیدند. می گفت بعد از عاشورا،به منزل رفتم،در عالم رؤیا با اشقیای کربلا در محضر پیامبر بودیم. نوبت من شد. حضرت فرمود تو چه کردی؟ گفتم،هیچ کاری نکردم،نه شمشیری زدم،نه نیزه ای انداختم،نه تیری به سمت حسین  پرتاب کردم،نه بر پیکری با اسب تاخته ام و نه سری از تن جدا کرده ام..حضرت فرمود : راست می گویی ولی تو"سیاهی لشگر" عمر سعد را زیاد کردی.عمر سعد به واسطه ی چند تا مثل تو،قوت قلب گرفت.و الا این قدر جرأت و جسارت نداشت.تو پشت عمر سعد را برای قتل امام حسین گرم کردی،دل فرزندان حسین را لرزاندی..سیاهی لشگر دشمن شدن،آنقدر عقوبت دارد...کاش لااقل،جزء سیاهی لشگر امام حسین حسابمان کنند.. 


دارم فکر می کنم به حکمت راهپیمایی 22 بهمن،روز قدس،پیاده روی اربعین و نجف – کربلا ....کاش جزء سیاهی لشگر امام حسین علیه السلام،حسابمان کنند که دل فرزندان زهرا را،شاد کنیم...




حاشیه :

عذرخواهم بابت تأخیر در پاسخ به کامنت های خصوصی و عمومی دوستان.ان شاءالله در فرصت مناسبی جبران می کنم.


موافقین ۱۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">