بازتابِ نفسِ صبحدمان

سایه ها

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ
سایه ی اول : از خواندنش سیر نمی شوم، تک تک پست ها،کنار هم،شخصیت دوست داشتنی ای را توی ذهنم شکل داده،که نمونه اش را توی همه ی این سال هایِ بودن در فضای مجازی ،ندیدم :
صفحه ی اینستاگرامی :  saye_0

سایه ی دوم : دو،سه روزی شیرازم و باز برمیگردم به روستایی که از اول ماه محرم، تا آخر ماه صفر،قرار بود،ساکنش باشم.میزبانم، خانم میانسال خیلی محترم و خون گرمیست که وقتی داشتم برمیگشتم گفت، "زود برگرد،به خودِ روستاییت فکر کن،تا شهر،زمین گیر و موندگارت نکنه.اصلاً فکر کن،اونی که توی شیرازه،سایه ی خودِ واقعیته و خودت،اینجایی.از خونه هم به جز کتابهات،چیز دیگه ای با خودت نیار.پای رفاه رو به گوشه ی دنجت وارد نکن.بذار چند وقتی هم،به روحت،خوش بگذره"...

حالا،سایه ی من،توی این شهر،از این کلاس به اون کلاس ، وقتی دارد با استادش درباره ی یک نقطه ی جهش نادیدنی روی کوچکترین کروموزوم حرف می زند،باید حواسش را جمع کند که یک دنیای بزرگی پیش رو دارد که باید به آن برگردد (إن الینا إیابهم) و إلّا،همه چیز را فراموش می کند و آنقدر به شرایط شهر عادت می کند که آرزو می کند هیچ وقت زمانِ رفتن،نرسد...چه قصه ی آشنایی و چه توصیه های راه گشایی...

حاشیه :
هر دو سایه، اما این سایه ی در به درِ من کجا،و سایه ی دوست داشتنی اینستاگرام،کجا...
موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۰

نظرات (۱۱)

اعتراف می‌کنم دو بار پست رو خوندم. :)
خیلی آرامش داره...
پاسخ:
سلام بانو :)
خیلی لطف کردید که وقت گذاشتید..
سلام علیکم
خیلی در پرده ابهام بود و ما چیزی متوجه نشدیم غیر از آدرس اینستاگرامی که دنبالش کردیم (لبخند)
عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
پاسخ:
علیکم السلام بزرگوار
ببخشید.
تمام پست های ایشون رو بخونید.بنظرم سبک زندگی ای هست که این روزها باید داشته باشیم..
با دوباره خواندن کمی متوجه شدم
خداکنه به خودمون برگردیم و خدای خودمون

کنجکاومان کردید درخصوص آن کاربری سعی میکنم در اولین فرصت بخوانمش ولی خوب 498 پست زیاد است آن هم برای من که اصلا وقت اینچنینی گیر نمی آورم
پاسخ:
ان شاءالله خدا به وقتتون برکت بده.
چند پستشون رو خوندم
منظورتون قلمشون هست؟
خیلی خوب هست قلمشون و از الفاظ خوب استفاده میکنند
پاسخ:
خیر.فراتر از این حرفها.
این روزها نیاز به بازخوانی دقیق و عمیق معارف اسلامی هست.شبیه یک دانشگاه.فارغ از هر موقعیت اجتماعی که داریم،باید اولویت باشه برامون،من اونقدر که عملزدگی رو توی امثال خودم دیدم،تغذیه ی فکری ندیدم،ایشون جزء معدود کسانی هستند که این روش رو پیش گرفته اند با اینکه مشغله ی درسی هم زیاد دارند.باید تمام پست ها رو خوند تا متوجه شد،توی چه حال و هوای فکری و روحی هستند.چون مستقیما چیزی نمیگن (به جز یکی دو مورد)اما گاهی با دو سه کلمه که مینویسند،میفهمیم که جور دیگه ای هم میشه انتظار فرج کشید....

بازخوانی دقیق و عمیق معارف اسلامی رو خوب اومدید
ایضا عملزدگی رو

مشکل این چیزا نیست
به نظرم ما سطحی نگر شدیم
ویترین رو خوب میچینیم وقتی وارد مغازه میشیم سردرگم میشیم و هستیم
مشتری هم که میاد بدتر ازخودمون

تغذیه فکر که قطعا هست
ولی عمل نیست پشتش
حرف آقای بهجت رو که به ایشون گفتن یه توصیه بکنید و در جواب گفتند چیزهایی رو که بلدید برید عمل کنید رو من خیلی به جانم نشسته

خیلی چیزا رو میدونیم ولی بهش عمل نمیکنیم
دنبال بیشتر معجزه هستیم، چون این رو همش بهمون تلقین کردند و من و امثال من ساده هم باور کردیم
میگیم چرا من بقیه انجام بدن
مسئولین رسیدگی کنن
حالا این توی ابعاد اجتماعیش هست ها میشه آورد توی ابعاد شخصیش بررسیش کرد

حرف زیاده
عمل کم
کاش بتونیم عامل باشیم
کاش

پست اصغر وصالی ایشون رو خوندم که رفقاش بهش گفته بودند تند هستند
ما امروزه اصلا نباید تند باشیم، بیشترین ضربه ای که خوردیم از همین موضوع هست
پاسخ:
این فرمایش شما متین،اما نیاز به بحثی طولانی داره.در واقع با فرمایشتون موافق نیستم.مطلبی که عرض کردم نقطه ی مقابل این مساله ست.این فرمایش شما،قبول ،اما باید برای ظهور درجه ای بالاتر اومد...شواهد عقلی و نقلی هم هست که فرصتی دیگر میطلبه برای نوشتن..
ان شاءالله به بهترین راه ها هدایت بشیم.
سلام
چه صفحه خوبی بود. من از فضای اینستاد خیلی بدم میاد.... اما این نوع صفحات خوبه که باشن
ممنون بابت معرفیش...
از چه زمانی دیگه نمینویسن؟ کاش بودن مجدد... حیف
پاسخ:
سلام و رحمت الله.:-)
من از تکرار بدم میاد,اما تقریبا هر روز بعضی پستهاش رو میخونم.گاهی استوری میذارن.گفتن احتمالا برمیگردن..ان شالله
سلام علیکم

زود برگرد،به خودِ روستاییت فکر کن،تا شهر،زمین گیر و موندگارت نکنه.

آب در کَشتی ، هلاک کَشتی است
لیک اندر پشت کَشتی، پُشتی است

اما گویا برای اینکه برای ما آب اندر پشت کشتی قرار بگیره باید طبق اون فرمایش آقای طاهرزاده که نوشتید:

مبادی میلش عوض می شود.

نظر امام زمان 








پاسخ:
و علیکم السلام

به فرموده ی ایشون،مبادی میلمون که با نگاه حضرت عوض بشه،کجی که درست بشه،خیلی از مسائل حل میشه ان شاءالله...و کشتیمون هم از سرگردانی و اینور و اونور رفتن،مصون میشه...
باید حواسش را جمع کند که یک دنیای بزرگی پیش رو دارد که باید به آن برگردد

و این یعنی ذکر...
خدا بهترین بندگانش رو مامور میکنه به سمت خلق برن و دنیای خلق و کثرت هم که دنیای گرفتاری ها و در هم تنیدگیهاست مانند شاخه های شجر...

اما بندگان خوب خدا چون اهل ذکر هستن با همه هستن و بی همه هستن...
و نمیشه انسان اهل ذکر بشه جز اینکه مبدا میلش عوض بشه...
نکته خیلی مهمیه

پاسخ:
بله.درست میفرمایید.تا با واسطه ی فیض ارتباط نگیریم،گمراهیم..
شاید من مطلبی که میخواستم منتقل کنم رو بد گفتم
ادبیات ما کوچه بازاری است عذرخواهیم

اما بحث کردن در این حوزه و معقوله رو میپسندم
و خوشحالم که باعث تفکر بیشتر شدید

باید فکر کنم روش بیشتر
پاسخ:
نفرمایید اینطور بزرگوار.قطعا من بد متوجه شدم.
اینکه عرض کردم،فرصت دیگه ای برای بحث میطلبه بابت زبان قاصر از استدلالم هست،چون به مطلب اشراف کامل ندارم و ذهنم پراکنده ست و وقت شما رو میگیرم صرفاً و بیش از این شرمنده تون میشم.

بزرگوارید.ممنون از شما.
۲۲ آبان ۹۶ ، ۰۱:۴۶ آرزو ﴿ッ﴾
ممنون که این صفحات خوب رو به ما هم معرفی می‌کنید. خانم مرشدزاده رو هم از وبلاگ شما آشنا شدم و دنبال کردم. و امشب یادم اومد که تشکر نکردم به احتمال زیاد :)
پاسخ:
سلام بانو :) خواهش میکنم.. ممنون از توجه ت :) تشکر لازم نیست.انجام وظیفه ست :)
سلام
یعنی چی با ندبه کاری کند که نظر امام جلب بشه؟
و یعنی چی مبادی میلش عوض میشه.
البته در نظر و پاسخ ن.ا یکم فهمیدم یعنی چی.


پاسخ:
سلام بانو جان.
میشه خواهش کنم کتاب های "دعای ندبه،زندگی در فردایی نورایی"،"مبانی معرفتی مهدویت" ، "جایگاه و معنی واسطه فیض"،از اقای طاهرزاده رو بخونی لطفا؟ حقیقت هایی هست که باید بخونی و زبان قاصر من نمیتونه حق مطلب رو ادا کنه..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">