بازتابِ نفسِ صبحدمان

در صورت امکان،کامنت ها رو هم مطالعه بفرمایید.

برای دوستانی که مایل بودند درباره ی دفتر برنامه ریزی بولت جورنال بدونن.و هر کسی که حوصله خوندن پست طولانی رو داره.


  • بین همه ی روش های برنامه ریزی ، که توی اینترنت جستجو می کردم و مدتی هم پرینت می گرفتم و ازشون استفاده می کردم مثل، فایلوفکس و پشن پلنر،و انواع دفترهای آماده ی خط کشی شده و قسمت های از پیش مشخص شده، وقتی توی تحقیقات اینترنتیم رسیدم به این نوع برنامه ریزی به اسم بولت جورنال، دیدم با خصوصیات من و اینکه دلم نمی خواد چارچوب از پیش تعیین شده ای برام درنظر گرفته بشه،بیشتر همخوانی داره. یک دفتر خالی، که می تونم اونطور که مطابق با ذهنیت و روزمره ی خودم هست،تقسیم بندیش کنم.اینجا از تجربیات خودم می گم ولی می تونید توضیحات خیلی کامل و ایده های متفاوت تری درباره استفاده از این دفتر برنامه ریزی رو با جستجوی اینترنتی پیدا کنید.هدف اینه که همه ی برنامه ها و قرارها و برنامه ریزی ها و همه ی چیزهایی که می خوایم در طول روز چند بار بهش رجوع کنیم رو تو یه دفتر بنویسیم و یک پلنر شخصی داشته باشیم.حساب گذشته رو داشته باشیم،حال رو مرتب کنیم و برای آینده برنامه ریزی. برای همین در اصل باید گفت قاعده و اصول خاصی نداره و کاملا بسته به نیاز شخصی هر کس میشه و این برای من،مزیتی هست نسبت به پلنرها و تقویم های آماده.

قسمت هایی که من در نظر می گیرم برای دفترم :

1.چهار صفحه ی اولش رو،تقسیم کردم و هر قسمتی رو اختصاص دادم به یک ماه. و اتفاق های مهمی که از اول سال معلوم بود قراره توی یکی از ماه ها بیوفته رو توش یادداشت کردم و یا بعداً اضافه کردم که در یک نگاه کلی بدونم تو این سال،فصل،ماه،چه خبره.


2.بعدش میریم سراغ ماه ها.ابتدای هر ماه،یک صفحه اختصاص می دم به تاریخ های اون ماه و روزهای هفته شو می نویسم و اگر برنامه ی خاص،قرار مهم،امتحان و یا مناسبتی بود،جلوی هر کدومش مینویسم که باز توی یک نگاه بدونم اون ماه چه خبره.گوشه ی پایین همون صفحه هم،کتابهایی که توی اون ماه خونده بودم رو،می نویسم.


3.صفحه بعد مربوط میشه به روزهای هفته.این صفحه هر طوری که دوست دارید میتونید طراحی کنید،مهم اینه که معلوم باشه چه تاریخیه و چه برنامه هایی هر روز باید انجام بدید و بعد مشخص کنید که کدومش انجام شده و کدومش احیاناً به ماه یا روز بعد موکول شده.مثلاً من این کار رو میکنم که کنار هر کاری یک نقطه میذارم و اگر انجام شده باشد تیک رنگی میزنم و در صورت موکول شدن به روز بعد،با فلش مشخصش میکنم.مهم اینه که خودتون بتونید علائم رو بشناسید و در یک نگاه متوجه بشید که کجای کار هستید.

4.لابه لای این صفحه ها ،گاهی نقل قول ها و متن های قشنگ یا ایه ها و حدیث هایی که می خوندم رو،می نوشتم.

اما یکی از مهمترین فوایدش برای من نوشتن لیست (کارهایی که باید انجام بدم) یا همون to do list ماهانه،هفتگی و روزانه بود که از قدیم خیلی بهم کمک میکرد که ذهنم رو مرتب کنم و کارهام رو اولویت بندی کنم.

گاهی هم روزهای مهم،مثل فارغ التحصیلی،یا یک اتفاق خاص،صفحه ی جداگانه ای دارن که بتونم توش بیشتر و بهتر بنویسم.

5.آخر هر ماه،(و صفحه ی آخر دفتر،برای هر سال) یک صفحه برای تأمل گذاشتم که نقاط ضعف و قدرت اون ماه و عملکردم رو توش بنویسم و یه خلاصه ی اجمالی ازش داشته باشم.ورژن مفصل تر این کار رو توی یه دفتر جدا انجام میدم که همیشه همراهم هست و اگر فکری به ذهنم بیاد یا نتیجه گیری خاصی از شرایطی و اتفاقی داشته باشم،توش می نویسم.که بسیار بسیار مفیده و شدیداً به عنوان خواهر کوچکتر،توصیه میکنم که انجام بدید. *

6.بعد از اون صفحه ی مربوط به هبیت ترکر هر ماه میشه که بیشتر از همه درموردش پرسیده بودید.اوایل سال 94، بررسی نسبتاً دقیقی درباره ایجاددیا از بین بردن عادت ها انجام دادم.از نظر دینی ،از نظر روانشناسی و ... و لیست عادات خوب که دوست داشتم در خودم ایجاد کنم رو یادداشت کردم (و عادات بد) تا بتونم به صورت هدفمند و علمی، و به تدریج در خودم ایجاد کنم یا از بین ببرم.(اینکه هر شب،محاسبه می کنی و مدام روی عاداتی که دیر به دست میان یا دیر ترک میشن تمرکز میکنی،نتایج شگفت انگیزی داره).جدولی تنظیم کردم ،کنار صفحه ی اول ماهانه ی اول هر ماه،(ایده ش رو توی اینترنت دیده بودم)هر روزِ ماه یک ستون و هر عادتی که می خواستم ایجاد کنم یک ردیف بود.توی یک سال،معمولا این ردیف ها خیلی تغییر نمی کنن،بعضی عادت ها جای کار بیشتر داشت یا بعضی ها دیرتر به عادت تبدیل می شدن و گاهی در یک سال تمام تمرکزم متوجه یکی از همین عادت ها بود.آخر هر شب خونه ی مربوط به عادت رو توی اون روز،اگر انجام داده بودم رنگی میکردم(رنگ ها باز هم سلیقه ای هستن و مهم اینه که در یک نگاه نوع پیشرفت رو بفهمید.مثلا گاهی یک عادت رو چندین قسمت میکردم و پخشش میکردم توی کارها و شرایط مختلف؛اما همه ی اون ها رو با یک رنگ مشخص میکردم که بتونم برایند بگیرم.یا گاهی انجام ندادن ها می شد رنگ قرمز و ....)در موارد معدودی هم اون عادت رو کمی پایش میکردم و عددش رو توی خونه مینوشتم.


------------------------

* اوایل که این دفتر رو شروع کرده بودم،ذهنم،اول،به سمت اشتباهات دیگران و رفتارهایی که می دیدم جهت گیری داشت.به تدریج وقتی دقیق تر نوشتم و نوشته هام رو مرور کردم،دیدم اگر رفتاری من رو اذیت میکنه،ریشه ش به درون خودم برمیگرده.این بود که به تدریج،نگاهم رو از افراد برداشتم و به خودم توجه کردم و برکات عجیبی برام داشت.

------------------------

حواشی :

1.قطعاً می تونید هر دفتری رو بردارید و شروع کنید.من اوایل توی دفترهای معمولی می نوشتم،کمی برای خط کشی قسمت هبیت ترکرها وقت میگرفت.علاوه بر این،چون تقریبا مراجعه ی زیادی به صفحاتش دارم و حتی سال که تمام میشه،گاهی ورق میزنم و بررسی هایی میکنم،رفتم دفتر رو صحافی کردم.اما گاهی ورق های کاغذ،رنگ ها رو پس می داد یا نازک بود و زود خراب می شد...این دفتری که الان استفاده میکنم رو،نشر مثلث داره. دفترهایی که هم جلدشون محکمه ،هم ضخامت صفحاتش خیلی خوبه و هم اینکه به صورت نقطه نقطه ای طراحی شده و دیگه نیاز به صرف وقت برای خط کشی و ..نداره.

2.بین این نوشتن ها،برنامه ریزی ها، هبیت ترکرها و ... به یک نظم فکری درباره ی خودتون می رسید.مثلاً من همون دو ماه اول،متوجه شدم که روزهای تقریبا،اواسط هر ماه،همیشه برنامه هام انجام نشده باقی می مونه،مراجعه کردم به توضیحات مربوط به همون روزها،و دیدم از فشار کاری و درسی ناشی می شه که تصمیم میگیرم یک روز به خودم استراحت بدم و اونقدر ذهن و بدنم خسته ست که تقریبا سه روز طول میکشه تا دوباره راه بیوفتم! و توی این روزها،خودم رو از قید هر نظمی آزاد می کنم و اینقدر این اتفاق تکرار شده بود که دیگه ناخودآگاه انجام می شد.با این برنامه ریزی متوجه این ضعفم شدم و براش راه حلی پیدا کردم و از نتیجه ش در ماه های بعد به لطف خدا خیلی راضی بودم.

3.در واقع این دفتر شما،سلوک شخصی شما رو نشون میده. یکبار استاد سیر مطالعاتیم ازم سوالی پرسیدن که در حالت عادی و مراجعه به حافظه م نمی تونستم جواب درست و دقیقی بدم،اما با یک بررسی ده دقیقه ای، دقیق جواب دادم به لطف خدا،و راهنمایی بسیار دقیق و خوبی از ایشون گرفتم.عبارت سلوک شخصی،از عبارت ها و توصیفات ایشونه.

4.عکس ها رو به عمد از دفترم نذاشتم،که هر کسی مطابق سلیقه و ذهنیت خودش طراحی کنه دفتر رو.طوری که باهاش احساس راحتی کنه.

نظرات (۱۹)

من باز سوال میپرسم نگید خنگه! 
اول اینکه من این دفتر نشر مثلث رو هیچ کجا نتونستم پیدا کنم حتی تو سایتی که معرفی کردید. 
دوم اینکه اون دو تا کانالی هم که بچه ها معرفی کردن رو دیدم. حالا سوال:
مثلا شما یک سری اهداف روزانه رو مشخص میکنید برای اینکه تبدیل به عادت بشه. مثال میزنم : نماز اول وقت یا فلان تعداد صفحه کتاب خوندن یا هر چیزی. این رنگ بندی رو نفهمیدم. الان فاز رنگا چیه؟ اگر انجام دادیم این عمل رو علامت میزنیم؟ چطوری؟ اگر مثلا روز 8 نماز قضا شد چی میشه؟ یعنی مثل چله که میشکنه میره از اول؟ یا مثلا نباید رنگش کرد؟ من اصلا مفهموم رنگها رو متوجه نشدم. دقیقا چطوریه؟! بعد نتیجه رو چطور میشه استخراج کرد؟! چطور به ثبات و تبدیل به عادت شدن اون صفت یا کار کمک میکنه؟
پاسخ:
سلام بزرگوار.نفرمایید.
به روی چشم توضیح میدم. به لب تاب دسترسی پیدا کنم ,عکس هم مفرستم خدمتتون و با عکس توضیح میدم
ارادتون تحسین برانگیزه. لطفا از استمرار مقید بودن به برنامه بنویسید. بهترین برنامه ها هم که طراحی و نوشته بشن، باید یکی تا لحظه ی آخر نا امید نشه و ادامه اش بده.. اون رو چه میکنید؟ ضمن اینکه فضای کلی یک صفحه از روز یا ماه (مثلا ماه بهمن) رو اصلا نتونستم تصور کنم. خوبه دو تا عکس بگذارید برای تفهیم مطلب
پاسخ:
اگر وقت داشتید نگاهی به کامنت های دوستان و عرایض بنده ذیل اون کامنت ها بندازید .اما نکته ای که اضافه میکنم بااجازه ی شما اینه که ، یک بحثی وجود داره درباره ی شناخت زمانه و کارهایی که در اون زمان در راس و اولویت قرار می گیرن،که حتما شما بهتر از بنده می دونید. بیشتر درمورد حوادث تاریخی و موضع گیری های درسته.اما اگر بخوایم بیاریمش توی زندگی شخصی خودمون اینطور میشه که،با شناخت زمان هر کاری،قدرت برداشتن قدم های بعدی در ابتدای کار از بین نمیره... اینکه بدونیم وظیفه مون با توچه به توانایی و شرایطمون و ارتباطمون با جامعه و زمانه ای که توش هستیم چیه ، خودش ضامن اجرای قدم های کوچیکی هست که برمیداریم. و به جهت هماهنگی ای که بین ما و روح زمانه ایجاد میشه،موفقیت در اجرای برنامه ها تضمین شده ست به حول و قوه ی الهی.

+ فضای صفحه ای که برای ماه بهمن مثلا در نظر می گیرید میتونه اینطور باشه که ، تاریخ ها و روزهای هفته رو زیر هم می نویسید و جلوی هر روز  و تاریخ، اتفاقات و برنامه های مهم مربوط به اون روز  رو یادداشت میکنید.اینطوری د ریک نگاه میفهمید بیشتر تمرکز روی چه مساله ای هست و کارهای مهم فراموش نمیشن .
این
یا 
این 
یا مدل دیگه؟
پاسخ:
این ها لینک نداره :)
سلام عزیزم در سایت رفتم بریا خرید نتوسنتم لطف می کنی بیشتر راهنمایی کنی؟ کدام قسمت سایت برای خرید باید رفت؟ دفتر رو پیدا نکردم. چی سرج کنم؟
پاسخ:
سلام خواهر جان.
توی سایت که رفتی ، بالای صفحه قسمت فرهنگ و هنر رو باز کن.بعد از قسمت سمت راست،لوازم التحریر و بعد ،دفتر و کاغذ رو باز کن.توی صفحه ی باز شده ، سمت راست،برند نشر مثلث رو انتخاب کن .بر اساس این فیلتری که می دی ، دفترها رو میاره. توی این دفترها به دقت روشون کلیک کن و مشخصاتشون رو ببین ،چون بعضی ها به اشتباه زده شده دفتر نقطه ای اما در واقع بی خط هستند. دفتری که ابعادش 13 در 21 هست،خیلی مناسبه. 
این یک لینکش هست :  +
خیلی خوشحالم که شمام یه بالت جورنالی هستین :D
البته من خودم هرروز پرش نمیکنم ، بیشتر نگاه کلکسیونی بهش دارم. 
پاسخ:
:-) حالادعنوانش زیاد مهم نیست. متعهد به نظم بودن خوبه .کاش اهلش شم.:-)
ان شالله به عالیترین شکل ازش استفاده کنید.
۰۵ بهمن ۹۶ ، ۱۶:۳۷ پلڪــــ شیشـہ اے
@matabulletjournal
@journalingwithghazi

این دوتا پر از ایده های بولت جورنالی اند ^_^
کانال اول که تخصصی بولت جورنال هستش. 
با تصویر توضیح داده و یک عالمه ایده های جالب داره. 
+ خیلی ممنون‌. خدا خیرتون بده
پاسخ:
سلام :)
چه کار عالی ای که جستجو کردی.قطعا به مطالب بیشتری می رسی. خیلی ممنونم بابت معرفی صفحات.ان شاءالله به بهترین شکل از زمانت بهره ببری.

+عزیزی :)
سلام
ممنون از توضیح کاملتون
من یکی دو روزه وقت گذاشتم و این دفتر رو درست کردم.
به نظر چیز جالبی میاد یکمی هم در اینترنت سرچ کردم و به نتایج خوبی رسیدم.
فقط چون بارها برنامه ریزی شروع کردم و دوام نداشته یکمی میترسم اینم نیمه کاره بمونه!
در مورد نیمه کاره نموندن و تداومش نظری ندارین؟
پاسخ:
علیکم السلام
خیلی عالی.ان شاءالله موفق باشید.

بله.این اتفاق معمولاً اوایل میوفته.طبق تجربه ای که دارم، شما صفحاتی که احیاناً خالی می مونه رو همینطوری خالی نگه دارید.و مثلا برنامه هفته ی آینده رو توش وارد نکنید.بذارید جلوی چشمتون باشه.و هفته ی بعد رو توی صفحه ی جدید برنامه ریزی کنید.معمولا وقتی نقصتون مدام جلوی چشمتون باشه،بالاخره برای برطرف کردنش قدم محکمی بر میدارید.بعلاوه اینکه خیلی هفته های اول رو سبک برنامه بریزید و سعی کنید توی سه هفته،کارهاتون رو پخش کنید. اینطوری کار کمتری برمیدارید اما همه شون تیک انجام شده میخورن و این،شما رو مصممتر میکنه.مهم اینه که،هر چی نتیجه بود ناامید نشید،و اصرار داشته باشید که دفتر رو حتما پر کنید و از خودتون محاسبه بکشید.قطعا و قطعا،اثر خوبی داره ان شاءالله و به مرور متعهدتر و منظم تر میشید.
سلام :)
میشه لطفا بگید دفترتون رو از کدوم کتابفروشیِ شیراز گرفتین؟
من اینجا تمام شهرمونو گشتم کسی نشر مثلث کار نمیکرد. یا کلا این مدلی نبود یا شطرنجی بودن که در حد دفتر یادداشت کوچیک با دفتر خیاطی خیلی بزرگ، والبته با برگه های خیلی نازک
حالا گفتم‌اومدم شیراز بگیرم
پاسخ:
سلام به روی ماهت.

مدتی فروشگاه ژوژمان داشت. آدرس : خیابان قصرالدشت ،سه راخ خلدبرین - طبقه زیرین بانک سامان ،مجتمع پاسارگارد. اما وقتی تمام میکنه خیلی دیر به دیر دوباره شارژ میکنه.من مدتی هست که از این سایت سفارش میدم : www.bamilo.com  .
۰۳ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۲۷ اقای متحیر
سلام. ممنون بابت این توضیحات کامل.
یه تجربه که من دارم و واقعا ازش راضیم تو برنامه ریزی به این سبک اینه که بجای بررسی یکماهه به صورت دو هفته ای برنامه هارو بچینیم. اینطوری توی خودمون ریزتر میشیم. و بعضی ها هم ممکنه وسط راه بی رغبت بشن نسبت به برنامه ریزی اینطوری چون بازه اش کمتره شاید بهتر باشه!
پاسخ:
علیکم السلام.انجام وظیفه ست.

بله این هم بسیار کاربردی و کلیدی هست که میفرمایید.که بستگی به هر شخص داره.اما در واقع هبیت ترکرهای ماهانه، بررسی های دقیق کیفی و کمی روزانه هستند.الان که فرمودید دارم فکر میکنم که ما چند نوع بررسی داریم.اول بررسی روزانه ست که کارها و اهداف مرور میشن و بعد اخلاقیات رو بررسی میکنیم.و یک بررسی هفتگی هست که وقتی میخوایم برای هفته ی بعد برنامه بذاریم،مرور میکنیم که ببینیم چقدر برنامه پیشرفت داشته و آیا لازمه مواردی رو پخش کنیم بین هفته ی اینده یا خیر.و یک بررسی ماهانه ست که ببینم to do list ماهانه چقدر انجام شده و بعد که فصلی و سالانه.اینطوری تنوع بیشتری هم داره.

اما برای دنبال کردن میزان پیشرفت عادات،وقتی میخوایم بررسی کنیم،چون معمولا به بازه ی زمانی 21 روزه نیاز داریم برای عادت شدن یک رفتار، به اجبار برای مواجهه ی درست با نتیجه،باید نتیجه ی یک ماه رو در کنار هم داشته باشیم.در واقع ما تمرکزمون و محاسبه مون روزانه ست،اما در نهایت با یک بازخورد ماهانه و به صورت یکجا روبرو هستیم.
سلام
ممنون اما ای کاش عکس ها رو هم میذاشتید که به فهم موضوع کمک بیشتری میکنه، مخصوصا نوع روشی که برای شما جواب داده یک نمونه ی تجربه شده و عملی هست و میتونه مفید باشه.
من چند وقته کار برنامه ریزی رو شروع کردم و توی وبلاگم مینوشتم. اما توضیحات شما در مورد دفتر من رو وادار کرد که به دفتری کردنش فکر کنم

اما سوال اینکه الان من مثلا امروز یک مستند علمی دیدم، یک سخنرانی دینی گوش کردم و یک کتاب تاریخی خوندم.
پیشنهاد شما برای اینکه خلاصه ی نیم صفحه ای یا چند خطی که میخوام یادداشت برداری کنم ازین ها چیه؟ آیا توی همین دفتر براش جا باز کنم؟
الان من ده تا دفتر دارم که ایده های کاری،  نوشته های شخصی، یادداشت برداری ها و ... توش نوشته شده و پراکنده هست و یه عالمه صفحه خالی دارن هر کدومشون !

ممنون میشم نظر یا تجربه ی خودتون رو بگید

پاسخ:
علیکم السلام
بله.دفتر باعث میشه که کاملا با خودتون صادق باشید و این کار رو نه در معرض دید دیگران،بلکه فقط برای خودتون باید داشته باشید.

من چند تجربه ی مختلف از خلاصه نویسی های متفاوت دارم.اول اینکه بهتره خلاصه برداری ها توی همون کتاب نوشته بشه و به صورت حاشیه.چون طبق تحربیات در مراجعات مکرر به نوشته های خودمون،برداشتی سطحی و محدود از اون مطلب خواهیم داشت که در بهترین حالت، یک جمله ی زیبایی هست که زیاد دردی رو دوا نمیکنه چون با مقدمه و موخره ی که داره معنا میشه. اما کتابهایی هستند که به صورت سیروار خونده میشن.مثلا مطالعات تاریخی تون رو به صورت دنباله دار ادامه می دید،این کتابها بهتره مرور هم بشن و نکاتی بهشون اضافه بشه و معمولا بعد از دور دوم میتونید با اطمینان جملاتی رو ازشون جدا کنید و یادداشت کنید. این روش برای مطالعات غیردرسی ای هست که از اهمیت زیادی برخوردارند.من دفتر جداگانه ای دارم که تاریخ و نحوه ی مطالعه ی این کتابها رو مینویسم و توی دور دومشون نکاتی استخراج میکنم که چون به مطلب تسلط پیدا کردم،هر وقت رجوع کنم میتونم دریافت نسبتا کاملی داشته باشم.

یک نوع خلاصه هم هست که در یکی دوجمله به صورت کلی در باره ی کتابی که خونده شده مینویسیم که وقتی خواستیم بهش رجوع کنیم و یا به کسی معرفی کنیم کتاب رو،بدونیم درباره ی چی بوده. من معمولا توی همین دفترم مینویسم.بخشی رو برای کتابهایی که میخونم و فیلم هایی که میبینم اختصاص دادم و درموردشون مینویسم که بدونم درباره ی چی بوده و یا با خوندن اون کتاب یا دیدن فیلم،بیشترین و پررنگ ترین مساله ای که به ذهنم رسیده چی بوده.گاهی هم پیش میاد که لازم میدونم حتی تا دوصفحه درموردش بنویسم،این ها رو اخر دفترم و قبل از محاسبه ی سالیانه می نویسم.

بعضی وفت ها هم جملاتی هستند که نیازی به تبیین ندارند و صرفا از لحاظ ادبی قشنگن یا مفهومی رو به تنهایی بیان میکنن.اینها هم لابه لای صفحات همین دفتر نوشته میشن.

در واقع ما یا برای تفنن مطالعه میکنیم مثل رمان یا داستان که بعضی جملات رو میشه هایلایت کرد به دلیل زیبایی و به کار گیری ترکیبات جذاب و گاهی بهشون رجوع کنیم.یا اختصاصی و هدفمند.که شامل مطالعه ی همه ی کتابهایی میشه که فکر میکنیم برای حیطه ی شخصی یا کاریمون مفیدن.اینها باید هدفمند مطالعه بشن.ایده هاشون رو میتونید توی همون دفتر شخصیتون که محاسبه ی روزانه تون رو مینویسید یادداشت کنید و ارجاع بدید .خلاصه و دریافتتون رو توی همون کتاب بنویسید و بعد یک خط درموردش بنویسید تا به مجموعه کتابهایی دست پیدا کنید که میدونید درمورد چی بودن و هر وقت لازم شد دوباره بهشون دسترسی داشته باشید. و وقتی حس کردید مسلط شدید به اون موضوع،اونوقت میتونید جملاتی یا خلاصه ای رو یادداشت کنید(که پیشنهاد میکنم توی دفتر جداگانه ای مربوط به مطالعاتتون باشه) که با یک نگاه بتونید بسط بدید و ...

ایده های کاری،درسی و تحقیقاتی و نوشته های شخصی و محاسبه های شخصی،همه رو توی اون دفتری که همیشه همراهمه و به موازات دفتر برنامه ریزی پیش میبرمش یادداشت میکنم.در واقع من سه دفتر اصلی دارم که در یک سال باهاشون درگیرم.دفتر سیر مطالعاتیم.دفتر برنامه ریزی و دفتر یادداشت های شخصی(که با خاطره نویسی فرق داره).
سلام
خیلی ممنونم
به برنامه خوب داشتن خیلی به کارها نظم میده و کارهای روزانه رو منسجم میکنه
و باعت میشه کسی مثل من که اهداف کوتاه مدت و بلند مدتی داره بتونه با برنامه ریختن بهشون برسه نه اینکه همیشه بخواد به دستیابیشون فکر کنه
ممنون از توضیحات خوب و کاملتون
حتما این کار رو میکنم و اگر به مشکل برخوردم ازتون راهنمایی میگیرم :) 
پاسخ:
سلام :)
احسنت..درسته..اینطوری حتی خواستنی تر میشن چون رسیدن بهشون دور از ذهن نیست.
ان شاءالله در خدمتم اگر چیزی بلد باشم :) وظیفه بود.ان شاءالله موفق باشی
سلام استاد
از صبح این صفحه رو باز کردم و تاکید کردم تا نخونمش نمی بندم :)

با اجازه خلاصه اش کردم برای سایر بینندگان!

قسمت هایی که من در نظر می گیرم برای دفترم :

·        چهار صفحه ی اولش رو،به 12 قسمت تقسیم کردم و هر قسمتی رو اختصاص دادم به یک ماه. و اتفاق های مهمی که قراره توی یکی از ماه ها بیوفته رو توش یادداشت کردم که در یک نگاه کلی بدونم تو این سال،فصل،ماه،چه خبره.

·        ابتدای هر ماه،یک صفحه اختصاص می دم به تاریخ های اون ماه و روزهای هفته شو می نویسم و اگر برنامه ی خاص،قرار مهم،امتحان و یا مناسبتی بود، جلوی هر کدومش مینویسم که باز توی یک نگاه بدونم اون ماه چه خبره.گوشه ی پایین همون صفحه هم،کتابهایی که توی اون ماه خونده بودم رو،می نویسم.

·        3.صفحه بعد مربوط میشه به روزهای هفته.

·        اما یکی از مهمترین فوایدش برای من نوشتن لیست (کارهای)  ماهانه،هفتگی و روزانه بود

·        آخر هر ماه،(و صفحه ی آخر دفتر،برای هر سال) یک صفحه برای تأمل گذاشتم که نقاط ضعف و قدرت اون ماه و عملکردم رو توش بنویسم و یه خلاصه ی اجمالی ازش داشته باشم.

·        جدولی تنظیم کردم ،کنار صفحه ی اول ماهانه ی اول هر ماه. هر روزِ ماه یک ستون و هر عادت خوبی که می خواستم ایجاد کنم یک ردیف بود.

·        آخر هر شب خونه ی مربوط به عادت رو توی اون روز،اگر انجام داده بودم رنگی میکردم

حواشی :

·        تبلیغ نشر مثلث

·        به نظم فکری درباره ی خودتون می رسید.

·        یکبار استاد سیر مطالعاتیم ازم سوالی پرسیدن که در حالت عادی و مراجعه به حافظه م نمی تونستم جواب درست و دقیقی بدم،اما با یک بررسی ده دقیقه ای، دقیق جواب دادم

·        عکس ها رو به عمد از دفترم نذاشتم چون هنوز درستش نکردم!

والعاقِبَةُ لِِلمتَّقین

پاسخ:
سلام و رحمت الله.خیلی ممنونم :) چه کار خوبی کردید.زحمت شد واقعا.فکر میکنم باید گزیده گویی رو یاد بگیرم.

یک نکته هم با اجازه ی شما من اضافه کنم : اون دفتری که بازخورد کاملی از خودم توش مینویسم که معمولا همراهمه ،واقعا توصیه میشه.
این سطر آخر هم طنز خوبی داشت :)

والعاقبة للمتقین..
۰۲ بهمن ۹۶ ، ۰۷:۴۲ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام بانو. چه قدر عالی شد که در این باره نوشتید. 
انعطاف و شخصی بودنش خیلی جذابه. ^_^
فقط به شخصه وقتی میخوام کاری رو شروع کنم خیلی سختمه. احساس میکنم شروع این کار وقت زیادی میطلبه؟! 
و این که همیشه بین صحبت های پر انرژی شما، برام سواله که چه طور میتونیم جزئی تا پایان سال مون رو ببینیم وبدونیم چه کارهایی داریم؟
پاسخ:
سلام و رحمت الله خواهر عزیزم. ممنون از نگاه پر مهر همیشگیت.
دقیقاً این شخصی بودنش بنظرم خیلی بهتر از محدود شدن توی مربع و مستطیل های از پیش تعیین شده ست .

+این نکته ای که گفتی بنظرم تا حدی درسته.اما چیزی که تجربه کردم اینه که، شروعش طول نمیکشه،تبدیل به عادت شدنش کمی طول میکشه.مثلاً شاید کسی بخواد برنامه بذاره که قبل از اذان صبح بیدار باشه.بالاخره باید از همین فردا شروع کنه اما اینکه با خودش مدارا کنه و زیاد سخت نگیره تا کم کم عادت کنه و شیرینی هاش رو بچشه ،بسته به افراد زمان میبره.یکی از مزیت های نوشتن جزئیات برنامه و هدف،اینه که گاهی علاقه و اشتیاق به هدف، این روند رو تسریع میکنه و از اونجایی که انسان فراموش کار هست و ممکنه در رومزه و اشتغالات دنیایی فراموش کنه اهدافش رو،این مرور هر شب،بهش کمک میکنه و شوق و انگیزه رو مدام براش تجدید میکنه.چون همه ی اهداف کوچیک روزانه ی ما،در واقع کوچک شده ی همون هدف بزرگ هستند.از همین فردا یک کاری رو شروع کن، ولی برای مداومت و عادت شدنش،با خودت مدارا کن.طبق تجربه،سخت ترین کارها ، در ماه اول،تقریبا تا حدود 80 درصد برای آدم عادی میشه و از سختی اولیه ش کم میشه..و در واقع شما در مدت یک ماه،حدوداً، تبدیل میشی به آدمی که یک روز آرزوش رو داشتی (توی یک مساله ی خاص و مدنظر) اما مداومت میطلبه.


+ قطعا نمیتونیم جزئیات رو تا پایان سال بدونیم.اما یک دورنمایی از مثلا سال 96 داریم.که به حول و قوه ی الهی میخوایم انجامش بدیم.یک هدف کلی .بعد باید این هدف رو به قدم های کوچک فصلی،ماهانه و روزانه تقسیم کنیم.اینکه حتی مثلا فیلم دیدن های یک ساله ی ما،تقریبا در همون راستا ی هدف باشه.یا برای تجدید قوا،یا یادگیری و غیره. و هرچی فاصله ی برنامه ریزی کمتر میشه،برنامه ها جزئی تر میشن.هر شب وقتی داری برای فردات برنامه مینویسی،با نگاه به همون هدف هست ولی طبق تکلیفی که باید همون روز انجام بدی و نه بیشتر.اینطوری اگر حتی یک روز یا یک ماه یا بیشتر نتونستیم به دلایلی و یا به دلیل اتفاقات غیر منتظره،برنامه مون رو انجام بدیم،چون نگاه و جهت کلی سال رو میدونیم،میتونیم پخش کنیم بین روزها و هفته ها و ماه های بعد.حتی پا رو میشه فراتر گذاشت و یک هدف برای سرتاسر عمر درنظر گرفت.و بعد هی تقسیمش کرد به قدم هایی با اندازه متفاوت در طول سال و ماه و ... .  همیشه هم اگر هوشیار باشیم فرصت جبران داریم.اینقدر لطف خدا زیاده که الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...ان شاءالله مشمول این آیه باشیم،که اگر باشیم،خودش هوشیاری میاره،و میتونیم همیشه زمانهایی که ناخواسته از دست دادیم جبران کنیم .



+ بعلاوه ما وقتی کاری رو بر اساس برنامه ی شریعت انجام میدیم،انگار تمام قدرت ها و امدادهای نهفته در طبیعت به کمکمون میان.چون داریم در جهت هماهنگ با آفرینش پیش میریم و انگار که تمام قدرتها در یک جهت متمرکز میشن و قدرت و سرعت نتیجه گیری رو بالا میبرن.بنابراین به این فکر نکن که با دو دو تا چهارتای عقلی روبرو هستیم.کارهای روحی و ارادی ، چون با ماده سروکار زیادی ندارند فارغ از زمان بندی های مادی دنیایی هستند...در ضمن اینکه وقتی اولین کار رو انجام میدی،برای قدمهای بعد ،آدمی هستی که قدرتمندتر شدی و این،کار رو روز به روز راحتتر میکنه برات.
۰۱ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۲۰ Hurricane Is a little kid
جالبه! من یه دفتر برداشتم که اسمشو گذاشته بودم دفتر زندگی. کلا همه ی کارهایی که قرار بود انجام بدم و اینا رو توش می نوشتم و تقسیم بندی های مختلفی داشت. علاوه بر برنامه های ماهانه و هفتگی و روزانه، برنامه ریزی های سفر ها و تعطیلات و خواندنی و دیدنی هم داره. همین چند روز پیش بود اتفاقی تو پینترست به این اصطلاحِ bullet journaling برخوردم. حالا هم که اینجا :) خوبه! ایده های جدید همیشه خوبه :) خوشم اومد! منم برم درباره ی دفترم بنویسم ^_^
پاسخ:
:-) ان شالله همیشه موفق باشید
سلام
برای من هم منظم نبودن ذهن خیلی اوقات همیشه دغدغه ذهنی بوده، ولی همیشه سعی می‌کردم با یه دفتر چرکنویس یا کاغذ چرکنویسی چیزی موقتا به ذهنم نظم بدم ولی معمولا گم میشدم لای اون همه کاغذ و اون دفتر پر از خط خطی.
یادمه تابستون برای یه کار چند ماهه تقریبا به یه همچین نظمی برای روزهام رسیده بودم، تجربه خیلی خوبی بود ولی اگه همه توی یه دفتر انجام میشد بهتر بود.
این تعریفی که از بولت ژورنال داشتین خیلی خوب و هوس‌انگیز بود :))

پاسخ:
سلام :)
نکته ی درستی اشاره کردید.وقتی توی یه دفتر نوشته بشه،هدفمندتر باهاش برخورد میکنیم.نمونه های کاغذی صرفاً ابزاری برای اهداف کوتاه مدتند.
:)) هوستون مستدام (در این زمینه البته)
ممنون بابت وقتی که گذاشتی الف جان ؛هم راه‌گشاست و هم قابل توصیه

+ گرفتاری های نفس هم که یکی دو تا نیست از دست ادم در میره با این باب مفاعله ای که باز کردی همه شون میان تو تیررس:-)
پاسخ:
سلامت باشی بانو.

+باب مفاعله رو قشنگ گفتی :) 
این نوید!؟ رو هم بدم که انگار داری خودت رو میندازی توی یک چالش،هر دم از این باغ بری می رسد،چه خصوصیت ها و نفسانیت های پنهانی که بیرون نمیزنه!..
بسیار عالی

برای من، به خصوص بخشی که نگاه کلی از یکسال و فصل و ماه بهمون میده جالب بود. من تا حالا چندین صفحه رو ورق میزدم تا ببینم تو چند ماه گذشته چیکار کردم! :)

تشکر فراوان

(با اجازتون لینک این مطلب رو بگذارم در وبلاگم)
پاسخ:
سلام :)
الحمدلله.

از بزرگواری و لطف شماست.

+ گاهی احساس میکنی خیلی کار مفید کردی و گاهی هم احساس بی فایده بودن داری،اما واقعیتی که معمولا به صورت اجمالی ،ولی دقیق،نوشته میشه،تصویر درست تری به شخص میده.در حالت اول با بیشتر با قوه ی واهمه روبرو هستیم که عادت داره مسائل رو غیرواقعی و نه اونطور که هستن نشون بده، اما در حالت دوم،اینطور نیست.نکته ی خوبی رو اشاره کردید،بنظرم این بخش در رجوعات،خیلی موثره.و از طرفی جلوی جولان قوه ی واهمه رو تا حد زیادی در آدم میگیره.و راحتتره به عالم عقل وارد میشیم..

سلام
من ی چیزایی درموردش شنیده بودم خیلی دوست داشتم تجربه ی شما رو هم تو این زمینه بدونم
واقعا ممنون
پاسخ:
سلام و رحمت الله بانو
سعی کردم زیاد از نتیجه ها ننویسم.چون شاید همگانی نباشه و مربوط به نقطه ضعف های خودم باشه و توقع نامناسبی برای شخص از خودش ایجاد کنه. سعی کردم کمی مراقب باشم در این زمینه. 
الان با اجازه ی شما از این کامنتتون سوء استفاده میکنم :) و چند خطی پرحرفی میکنم.

* یکی از مسائل مهمی که سطح کیفی زندگی من رو بسیار بسیار بالا برد،این بود که ، با وجود اینکه قبلا ورزش روزانه م رو تقریبا به صورت منظمی انجام میدادم،اما نتیجه ی رضایت بخشی برام نداشت.نتیجه که میگم،منظورم کنترل وزن نیست.چون دغدغه م محسوب نمیشه و از نتایج طبیعی ورزش میدونم و ذهنم رو متمرکزش نمیکنم.من از ورزش انتظار حفظ شادابی و خوش بینی و غرق نشدن در روزمره و حفظ آمادگی بدن رو میخوام برای مواقعی که میخوام از بدنم زیاد کار بکشم یا مواجه میشم با شرایط سخت روحی و ... قبلاً اصلا این انتظاراتم براورده نمیشد و دلیلش رو هم نمیدونستم.با خودم گفتم مدتی ورزش رو میارم توی برنامه و درموردش مینویسم.بعد که نوشته ها و خونه های رنگی رو دنبال کردم،متوجه شدم ساعتی که برای من مناسب بود برای ورزش،اصلا اون ساعتی نبود که برای خودم در نظر گرفته بودم.این رو از بازخوردی که دقیق نوشته بودم متوجه شدم.کلی برنامه م رو تغییر دادم و حداقل با 5 نفر صحبت کردم تا بتونم راضیشون کنم کمی کمک کنن و من بتونم ساعات درسی و کاریم رو تغییر بدم تا بتونم سر ساعت به روزشم بپردازم. و در کمتر از یک ماه،و تنها با سه هفته ی مداوم،تمام انتظاراتم تا حد بسیار بالایی براورده شد...این رو فقط مدیون نوشتن میدونم.اینکه در این زمینه به خودشناسی خوبی رسیدم و برنامه ای رو درنظر گرفتم که مناسب با خودِ خودم بود. (حتی اینجا بود که فهمیدم چرا علم امروز به سمت داروهای شخصی و بر اساس ژنتیک هر شخص پیش میره.چون آدم ها رو نمیشه مطابق با یک برنامه ی خاص نظام مند کرد).


*یکی دیگه از نکاتی رو که اجازه میخوام عرض کنم اینه که،با جزء به جزء کردن برنامه،هر چقدر که برنامه جزئی تر بشه، انگار هدف،برای شخص پررنگ تر میشه.چون در یک نگاه اجمالی مشخص میشه که تمام این برنامه ها در راستای یک هدف هست و کم کم یاد میگیری در سطح کلان تری برای هدفت بجنگی.هرچی هدف،مقدستر باشه،قدم های مهمتری برداشته میشه و این توانایی در فرد ایجاد میشه که از دوست داشتنی هاش به راحتی بگذره برای هدف و زمینه ی بسیار مناسبی برای مبارزه با نفس ایجاد میکنه(نسبت به روش های معمول دیگه)

انجام وظیفه ست :) خواهش میکنم
۰۱ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۵ خانم الفــــ
نکات و فواید زیادی مدام به ذهنم میاد که بعضی هاش شگفت انگیز هستن.اگر کسی از دوستان سوالی داشت که میتونستم ذیل اون سوال اشاره کنم،حتما خواهم نوشت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">