بازتابِ نفسِ صبحدمان

بیا کنار هم باشیم...

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ
• تا می توانستند،کشورها را تجزیه کردند و ثروتشان را غارت کردند.هند و پاکستان،کره، کردستان عراق را هم میخواستند جدا کنند،همین ایران خودمان..سیر هم نمی شوند...سه سال ست که مردم یمن،درگیر قحطی و گرسنگی هستند ...همیشه پای یک استعمار در میان ست..همیشه پای استعماری در میان ست که تو، می آیی و پیشرفت و فرزانگی! مردمانشان را به رخمان می کشی.راستگویی و خوب کار کردن،در شرایطی که شکم سیر باشد و نیازی برای دروغ گویی نباشد،هنر نیست،فضیلت نیست.اگر هم باشد،معنویات کوچکی ست که خیلی بُرد ندارد.


• تویی که مردم را بخاطر ندانستن زبان انگلیسی به سخره می گیری،تویی که پیشرفت های کشور را نادیده می گیری،و ما را با کشورهایی مقایسه می کنی که امنیت و رفاه و خوب و خرمیشان را روی خون بنا کرده اند،برای لحظه ای فکر کن..این کار تو،شخصیت مردم کشورم را می شکند..آنقدر که به جای اینکه کنار معترضین به حجاب باشیم،آنقدر خودمان و بقیه را حقیر می بینیم که برای مقابله،پوشک بچه را به چوب می زنیم. اصلاً عادتمان داده اید به اینکه هر چیزی که متعلق به خودمان باشد را حقیر ببینیم؛اعتراضاتمان را ، عقاید و قرآن و دین و ولی فقیه و حکومتمان را، حتی کشور نازنینمان را...


 ما را با خودمان مقایسه کنید.ما همان آدم های سال 57 هستیم.همان آدم هایی که هشت سال،دست خالی ذره ای خاک را ندادیم،تا ثابت کنیم،همه چیز با حساب های مادی پیش نمی رود..همان آدم های نجیب و با اخلاق و با شرفی که با سیلی صورتمان را سرخ نگه می داریم ولی حاضر نیستیم شرافتمان را معامله کنید برای دوزار رفاه بیشتر،همان آدم هایی که با تمام مشکلات،ذره ذره ،خودمان را بالا کشیده ایم...اصلاً هر چقدر دلتان خواست برنامه بسازید و نقص هایمان را توی چشممان فرو کنید،من هم بی اخلاقی ها را می بینم و بد می دانم،ولی لطفا ما را با گذشته ی خودمان مقایسه کنید و دعوت به خوبی کنید،یا حداقل با کشوری مقایسه کنید که شرافتمندانه دنیا و آخرتش را آباد می کند،من تحمل ندارم که اخلاقیات و پیشرفت حاصل از ثروت مردم مظلوم دنیا را به رخم بکشید و مردم دردکشیده ی خسته از تبعیض های کشورم را با آدم های بی دغدغه ی بی آرمان مقایسه کنید، و بخاطر ندانستن زبان انگلیسی و کتاب نخواندن مسخره مان کنید و به عنوان جایزه،تبلت هدیه دهید تا هرچه بیشتر در بی خبری و بی علمیمان فرو رویم،ولی حتی مهم نباشد که من،اخرین بار کی قرآن خوانده ام و مهم نباشد که حتی کتاب خواندن هم فراغت ذهن می خواهد و ....


 جانم فدای آن عارفِ فقیهِ  سیاست دانی که همیشه می خواست ما خودمان را بزرگ ببینیم..فدای ذکاوتش که نخواست هیچ وقت الگوی ما ظالم یا ظلم پذیری باشد...جانم فدای رهبری که نگاهش نگاه قدسی ست و هر بار تذکر می دهد که ، ما،انقلاب که کردیم،کجیِ خط تاریخ،از سقیفه تا امروز را کمی،به خط مستقیم برگرداندیم و این کار خیلی بزرگیست..این کار را ما،کردیم..همینقدر قدرتمند و هوشیار عمل کردیم..ما همان مردمیم،و می توانیم از این که هستیم بهتر باشیم.اما از اینکه شبیه الگوی زندگی استعمار نیستیم،نه خجالت می کشیم نه به خودمان می خندیم..


حواشی :
1.رنجنامه ی بغض آلودی بود....مظلوم،کشورم...مظلوم،تاریخِ پرشکوه کشورم...

2.چقدر دلم می خواهد یکی از این دخترهایی که حجابش را بر سر دستش گرفته،توی بغلم بگیرم،نوازشش کنم،خودم روسری را سرش کنم و دست هایش را که احتمالاً از سردی هوا،یخ زده،توی دستم بگیرم،گونه هایش را ببوسم و برویم یک گوشه ی دنجی حرف بزنیم...درد و دل کنیم...و برایش بگویم که تقصیر من و تو نیست..این،خود کم بینی ما،تقصیر خودمان نیست..بهش بگویم که اگر می دانستی که با حجاب چقدر شکوه داری،با ایمان چقدر بزرگی،و چقدر در همین فضا می توانیم رشد کنیم و بهتر شویم، هیچ وقت گوهر و داراییت را سر چوب حراج نمی زدی..تقصیر تو نیست..حداقل تقصیرت کمتر و کوچکتر از آن هایی ست که کاسبِ محترمی را جلوی میلیون ها نفر،بخاطر نداستن زبان انگلیسی تحقیر می کند،یا بخاطر غلط خواندن متون قدیمی فارسی بی شخصیت می کند،اما برایش مهم نیست که کاسب،فقه کسب و کارش را می داند یا نه.بعد هم تبلتی به دستش می دهد که برود بیشتر کتاب نخواند! تو مقصر نیستی عزیز دلم..بیا کنار هم باشیم...

نظرات (۱۱)

آنقدر که به جای اینکه کنار معترضین به حجاب باشیم،آنقدر خودمان و بقیه را حقیر می بینیم که برای مقابله،پوشک بچه را به چوب می زنیم

والعاقِبَةُ لِِلمتَّقین
چی؟ 
ه کاسبِ محترمی را جلوی میلیون ها نفر،بخاطر نداستن زبان انگلیسی تحقیر می کند،یا بخاطر غلط خواندن متون قدیمی فارسی بی شخصیت می کند،اما برایش مهم نیست که کاسب،فقه کسب و کارش را می داند یا نه.بعد هم تبلتی به دستش می دهد که برود بیشتر کتاب نخواند! 

والعاقِبَةُ لِِلمتَّقین
بازم چی؟ 
پاسخ:
+ عده ای خواستند کار معترضین به حجاب رو که روسریشون رو زده بودند به چوبی و دستشون گرفته بودن،تحقیر کنن ، پوشکی رو زده بودند به چوب و داده بودند دست بچه و نوشته بودند نه به پوشک اجباری.
این کارشون رو دوست نداشتم اصلا.


+از این برنامه های تلویزیونی. که آدما رو میارن بالا بعد به انگلیسی ضعیفشون میخندن و ... بعدم هرکی بهتر بلد نبود! و خنده دارتر نبود،تبلت جایزه میگیره. با اینکه بارها نقد گذران عمر توی فضای مجازی شده توی همون برنامه و نقد اینکه چرا کتاب نمیخونید و ....
۱. الان از این مسخره تر هم میشد؟ شدیم جامعه ی چند دسته که هیچ دسته ای اون یکیو نمی فهمه :/ پوشک بچه! پوشک بچه! 
۲. خوب یه جور ترویج این امره که تو فقط پول داشته باش سواد و ... کشکه! 
پاسخ:
برای اینکه برای هیچیمون ارزش قایل نیستیم..بی ارزش بودن رو بهمون القا کردن,هم دشمن هم هنرمندانی که قدرت رسانه رو دارن..



چی بگم الان؟! :|
ولی قبول کنین ما با اون آدمهای 57 خیلی فرق کردیم. خودمون رو با خودمون هم نمی تونیم مقایسه کنیم که اگر ما همون آدمهای 57 می بودیم دنیا برای ما تعظیم می کرد.
ما از57ی بودن فاصله گرفتیم و بعد دیدیم چیزی نداریم یا چیزی برامون نمونده، بعد دست به دامن کسانی شدیم که فکر کردیم چیزهایی دارند که نداشتند...


اما انتقادتون به برنامه ی تلویزیونی عالی بود واقعا جای تأمل داره. همینطوری زرد میشیم و زردتر. و دور میشیم و دورتر.
و رسانه چه نقش پررنگی در همه ی این سالها تو خانواده های ما برای دور کردنهای ما بازی کرد اما هیچکس نفهمید..
از رنجی که می بریم.
پاسخ:
دقیقا عرضم همینجاست. ما ۵۷, نگاهمون به دنیا و آرمان و هدف و همه چیز فرق داشت, بیایم خود الانمون رو با اون زمان مقایسه کنیم, که چه ارزشهایی از دست دادیم و چه کمبودایی داشتیم ک میتونیم الان نداشته باشیم...ما همون آدماییم, نه اینکه تغییر نکرده باشیم,ما هموناییم ب این معنی که,میتونیم خوب و قدرتمند باشیم...وقتی دوره ای آنچنان طلایی داریم چه لزومی داره برای زندگی بهتر به جای دیگه ای نظر کنیم, یا حداقل ,جای خوبی رو ببینیم..آدمها ی خوبتر ...


آه...از رنجی که میبریم...
اعتراض با پوشک که خیلی خیلی توهین آمیز بوده اما من لباس رو هم دیدم. که سر چوب آویزون کردن و گفتن نه به پوشیدگی اجباری! که این یکی جای تأمل داره.
پاسخ:
......
بله.,درسته...


حتی خانمهای محجبه روی سکو هم, تامل برانگیزه,,حتی روحانیون پرچم به دست و..البته از جهات دیگه ای
آها متوجه شدم. بله پس حرفمون یکی بود. فکر کردم میخواید بگید ما رو با 57 مقایسه کنید که "بهتر شده ایم" نه با غربی ها که نسبت به اونها چگونه ایم.
یعنی فکر کردم منظورتون اینه که همیشه رو به پیشرفت بودیم و همین خوبه دیگه چرا هی غرب رو تو چشم ما می کنید و ما رو بی هویت میخواید!

بله درسته. کاملا.
چه حرفها که درونم نگفته می ماند..
پاسخ:
بله. کاملا درست میگید.ما از وقتی از ۵۷ جاموندیم, از ترس تحریم به خودمون لرزیدیم...و خیلی چیزای دیگه .حق با شماست و منم هم عقیده م با شما
سلام علیکم
کلیت حرف شما درست هست اما چند نکته وجود داره
اول این که اون چه که از غرب و شرق به ما گفتند و نشون دادند تنها یک روی سکه هست و یک جنگ سرد رسانه ای بر علیه مردم کشور ما و بسیاری از کشورهایی که پیرو سیاست های نظام سرمایه داری غرب نیستند. بنابراین حتی فرض این که اونها پیشرفته و مرفه و فرزانه یا با اخلاق و راستگو و درست کار هستند هم اشتباه هست. دلایل و مدارک برای این موضوع الی ماشاءالله زیاد هست.

دوم فکر می کنم هدف از پوشک سر چوب کردن و کارهای این چنینی استهزاء عمل اون ها بود و نه استهزاء حجاب. استهزاء یکی از شیوه های جنگ روانی هس اگرچه قابل دفاع نیست چون مورد قبول قرآن و دین نیست اما مقابله به مثلی بود در برابر جنگ روانی دشمن و بازیگرهاش در داخل. که این مقابله به مثل توسط عوام مردم اتفاق افتاد و بر خلاف جبهه ی مقابل سازماندهی شده نبود.

البته خیلی ها هم همونطور که شما گفتید به ریشه ها رجوع کردند و از شهدا و زنان شهیده انقلاب و نظام گفتند. اما از همه این ها گذشته حرف زدن امثال بنده برای مقابله با این سناریوی جنگ نرم دشمن راحت هست ولی عملی وجود نداره پس من نوعی نمی تونم وقتی خودم بی کار نشستم به دیگران بگم چطوری کار کنند و چطور نکنند.
در مورد حواشی 2 هم معتقدم باید این کار رو بکنیم. حتما هم نباید منتظر بشیم که یکی یکی حجاب شون رو سر چوب بگیرند تا بریم سراغ شون. اگر ما حرفی داریم و کاری بلدیم و ادعایی داریم باید در عمل نشون بدیم وگرنه وضعیت از این بدتر خواهد شد و بهتر نمیشه.
پاسخ:
علیکم السلام
نظام غرب یه مشخصه داره و اون هم اینه که همه ی اجزاءش با هم هماهنگه.به هر حال می تونستند همین پول ها رو طوری خرج کنند که پیشرفت های مادی رو هم نداشته باشند.اما ایرادی که بهش وارده و حتی این نظمش رو میتونه بی ارزش کنه،در جهت گیری کلی مادیِ این نظام هست.نظامی بریده از عالم قدس ،با همه ی آثارش.بنابراین پیشرفت هایی در حیات مادی دارند و در زمینه ی علم،به معنای سوادی که به درد سعادتشون نمیخوره، پیشگامند.درد ، اتفاقا همین جاست.اینکه با کسانی مقایسه میشیم که حتی پیشرفت و تلکنولوژیشون،به درد خودشون هم نمیخوره.

عرض بنده این نبود که استهزاء حجاب بوده. عرضم این بود که استهزاء معترضین بوده .هرچی که اسمش رو بذاریم،اصلا ن به درد خودمون میخوره،نه معترضین و نه حتی دشمنان و طراحان این بازی.حتی سر سوزنی ارزش نداره به نظر بنده. حتی معتقدم قبل از اینکه بیایم برنامه بریزیم،برای مقابله،بیایم روی واکنش هامون کار کنیم...مقابله به مثل مثلا این میشد باشه که محصولات خارجی رو تحقیر کنیم و دور بریزیم مثلا... کاری که فقط خودی ها رو از ما دور کنه و دشمن همون رو علم کنه و مسخره کنه،بهتره انجام نشه.


+ یکوقت هایی باید اتفاقا حرف زد. اون هایی رو که حرفشون برد داره،رسانه رو داره،باید مخاطب قرار داد و حرف زد.همین حرف زدن و اینکه چند نفر بخونن و فکر کنن و تحزیه و تحلیل کنن،خودش یک کار مثبته.سکوت در این مواقع،پسندیده نیست.

اصلا اتفاقا حرف بنده رجوع به ریشه ها و شهدا نبود.همین واکنش ها رو هم،ابتداً، عامل دور شدن معترضین از خودمون می دونم.از ما که دور بشن کسان دیگری جامون رو در کنارشون پر میکنن. این کارها باید قبل از وقوع همچین برنامه هایی انجام بشه.عرضم اینه که یک دلیل این حوادث اینه که همه دست به دست هم دادیم و داریم خودمون رو مسخره میکنیم و داشته هامون رو.اغلب موارد اینطور بوده.هنرمندان ما،که وظیفه ی سنگین تری دارند،از همه بیشتر.اینکه من نه از حجابم راضیم،نه از پوششم،نه از هر چیزی که دارم،نشون دهنده ی خیلی چیزهاست،من جمله،خود کم بینی.

منتظر نمی مونیم.این حاشیه ی دوم،یک نوع واکنش به نظرم مثبت تری بود،که نوشتم،در مقابل واکنش هایی که انجام شده تا حالا. و الا پیشگیری قطعا ارجحه.
حالا به نظرم یه مقدار دقیق تر و واضح تر گفتید ولی باز هم اشکال هست چون واقعا با هم هماهنگ نیستند. یاد اون آیه به نظرم سوره حشر در مورد منافقین یا کفار افتادم که میگه گمان می کنی با هم هستند ولی در واقع دل هاشون پراکنده هست. بله پیشرفت داشتند ولی به نسبت سرمایه ای که در دست داشتن اون پیشرفت شون هیچه. شما حساب کنید همون مسائل علمی ما با این که مدام با نظام سازی و سرمایه و مدیریت ها مشکل داشتیم طی این 40 سال به خیلی از قله هایی که اونها طی چندین دهه رسیدند، رسیدیم. فقط یک دوره نسبتا کوتاه یک مقدار وضعیت مدیریت ها بهتر شد و کشور ما سرعت رشد علمیش به چندین برابر متوسط جهانی رسید حتی بدون این که اون سرمایه و نظام سازی به حالت ایده آل برسه. فکر می کنم اینها یعنی غرب خیلی از ماجرا پرته.
در مورد این که چطوری به این جا رسیدند هم باید ریشه ش رو در گذشته شون جستجو کرد به نظرم نه حال شون. در مورد پیشرفت غرب و نظامات غرب آقای رحیم پور خیلی خوب بحث می کنند. بله یک سری نظام سازی ها داشتند که باعث پیشرفت علمی شون شده ولی به جرأت میشه گفت که ایران ما و مردم ایران در حال حاضر بهترین نظام رو دارند. به هر کدوم از این نظام های غربی و شرقی که نگاه کنید پر هستند از مشکلات مختلف اخلاقی و امنیتی و ... و حتی مشکلات رفاهی ولی به ما فقط گل و بلبل نشون میدن.

منظور بنده این بود که این مقابله به مثل حساب شده و سازماندهی شده نبوده بلکه یک واکنش بود از طرف عوام مردم که نمیشه جلوی این مسائل رو گرفت و خیلی هم نمیشه روشون حساب کرد.
ضمن اینکه خیلی از اینها کارشون از کنار هم بودن و دستگیری کردن گذشته و به حد عناد و تعصب کور رسیدند و عمری که ما و شما بتونیم این ها رو در کنار خودمون نگه داریم. یک لحظه به همین عمل شون فکر کنید واقعا چطور میشه که یک خانم حیاء و عزت و آبروی خودش رو زیر پا بگذاره و یک چنین حرکتی انجام بده؟ و واقعا این موضوع و این مسئله درست وسط گرفتاری های خیلی بزرگتر مردم اینطور ظهور کنه چه معنایی می تونه داشته باشه جز این که اینها سازماندهی شده دارند کار می کنند؟
ولی بله اگر کسی بود که بدون عناد و فقط از روی جهل دنباله روی این حرکت شده بود حرف شما درسته و باید براش کاری کرد.
پاسخ:
ممنونم.از توضیحات خیلی خوب و کاملتون استفاده کردم.درست میفرمایید.
:)
اما در کل حق با شماست و ما به لطف انسان های خود کم بینی که بزرگ کردیم و گذاشتیم به جوان های ما از طریق تریبون ها و رسانه ها مختلف خط بدن امروز دچار خود کم بینی و احساس حقارت هستیم. و اینکه فکر می کنم با شرایط امروز رسانه ها و شبکه های اجتماعی هر کسی که حرفی مردم پسند داشته باشه خیلی راحت دیگران رسانه ش میشن و حرفش رو تو همین رسانه های اجتماعی پخش می کنند.
پاسخ:
بله.واقعا درد همینه..حرف های سطحی و عامه پسند ، چون در حد وهم هستند و نهایتا خیال ما رو تغذیه میکنند،زیاد طرفدار دارند..گاهی خود من هم همینطورم. باید از این حد فراتر رفت تا ورای این حرفها رو جستجو کنیم..
سلام
+ دومی که گفتید حرف دلی بود که خیلی دوست داشتم از گلوی کیبرد یک خانوم بیرون بیاد. قالب الفاظ مردانه ی امثال من اجازه ی این حرفها رو نمیدادید. چقدر خوب گفتید
پاسخ:
علیکم السلام و رحمت الله
ان شاءالله این نگرانی و دلسوزیتون زمینه ی بروز حقی پیدا کنه و موثر باشید..
همیشه مرغ همسایه غازه

متاسفانه برخی مسولین نمیفهمند و نمی خواهند بفهمند




سربزنید
هند و پاکستان؟! 
کره؟! 

پاکستان سال 1947 ، که نتیجه نهضت انقلابی مسلمان ها بود. 
کره هم که تا وقتی تاریخ بوده از هم جدا بودند. 
پاسخ:
این هایی که میفرمایید درست هست و یک تعریف کلی از علت نهایی حادثه های تاریخی هست. ریشه ی اصلیش رو به راحتی میشه پیدا کرد.استکبار جهانی حیاتش در حدایی و تفرقه ی بین ملت هاست. درباره ی هند و پاکستان، نگاهی بندازید به زمانی که انگلیس در راس استکبار جهانی بود (تا زمان ناصرالدین شاه انگلستان در راس بود و بعد از اون امریکا) و سربازان هندی رو برای جنگ میفرستاد و باعث درگیری هایی بین خودشون شد و مصلحین هندی که اقبال لاهوری هم جزوشون بود،برای ایجاد صلح مجبور به تعریف ایده ای شد ه باعث جدایی هند و پاکستان شد. کره رو هم همینطور بررسی کنید در کنه تاریخ.اونجاهایی که از دسترس تعریف های کتابهای تاریخ به طور مستقیم،خارجه. 
الان کره ی جنوبی مال امریکاست و اهرم فشاری هست برای کره شمالی. علاوه بر منشا تمام دودستگی هایی که زیر سر استعماره، ماندن در این وضعیت فقط و فقط به نفع همین هاست و این، با فرض محال اینه هیچ دخالتی در شروع دودستگی نداشتند، راضی شدن به وضعیت موجود ملت ها و غارتشون رو نشون میده که ظلمش،کم از حالت اول نیست.


ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">