بازتابِ نفسِ صبحدمان

گمانِ ندادن ، ما را مستحق " نداشتن " می کند

پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۲۶ ب.ظ
با حسابِ خالیِ آخر سال، تصمیم گرفتم برای خرید داستان همشهری از بابا پول بگیرم . با برنامه ی فشرده ی درسی فروردین ماه ، می دونستم نیاز دارم بین ساعات درس، حتماً داستان بخونم ، و باید قبل از پایان سال بخرم و بتونم برنامه ریزی کنم. آماده ی رفتن شدم و چادر سر کردنم همزمان شد با همون دیالوگ معروف ، بابا کارتت رو میدی؟ سر برج پس میدم! و خنده ی بابا و همون "پدرسوخته! پول سر برجشو به رخم میکشه" ی همیشگیش. 

پشت سر من ، اخوی هم که انگار منتظر بود گفت، بابا به من هم فلان مقدار میدی؟ سر برج حساب میکنم.میدی برم لباس بپوشم؟ بابا گفت، به هر دو تون میدم و رو کرد به داداش و گفت : اما وقتی درخواستی از خدا داشتی ،شبیه خواهرت رفتار کن.اونقدر مطمئن هست از اینکه بهش نه نمیگم که لباس پوشیده فقط آماده ی پول گرفتنه.... و باز ، بخشی از همون روایت شریف میاد توی ذهنم : أنا عِندَ حُسن ظَن عَبدی المؤمن


بحارالأنوار/ج 67 ص 385 - از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است که نسبت به خداوند متعال حسن ظن داشته باش، خداوند عزوجل می فرماید : من نزد حسن ظن بنده مومن خود هستم،اگر نیک باشد،نیک و اگر بد باشد،بد هستم.

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۴

نظرات (۵)

واقعا تجربش کردم اینو....البته حسن ظن بلند مدت یکم سخت تره:)
من کوتاه مدتشو تجربه کردم:)
پاسخ:
چقدر خوب..غبطه برانگیزه این تجربه :) ان شاءالله همیشه دلت آرام به رضای الهی باشه.

بله.گاهی خیلی سخته..توی حوادث بلند مدت،اونقدر واسطه ها پررنگ میشن که همه ی معادلات ذهن رو بهم میزنن..
رمزشم که اختمالا عمومیه توی خونتون :)

رمز کارتو میگم
پاسخ:
 بله.بابا امروز میگفتن خواهشا رمز دوم کارتهام رو  وقتی نیاز داشتم به خودمم بگید :)

خدا همه ی پدرها رو حفظ کنه ان شاءالله و پدرهای رفته رو قرین رحمت خودش قرار بده..
یاد اون داستان افتادم که یه عده میرن صحرا برای نماز باران و فقط یه نفر با خودش چتر برداشته بوده
پاسخ:
دقیقاً...این داستان،خیلی به دل میشینه چون بر اساس همین روایت شریف هست..باورهامون رو گاهی گم میکنیم..

راستی ، سلام :)
منکه داستان اسفند و فروردینو اون دکه همیشگی جلوی دانشگاه نداشت بعدشم فرصت نکردم بخرم! امیدوارم وقتی برمیگردم مونده باشه بازم!! 

خوش بحالتون چنین پدر نکته سنجی دارید :) 
پاسخ:
تازه امروز توزیع شده در تهران و بعضی شهرستانا. شیراز هنوز نرسیده بود, احتمالا شنبه دیگه همه جا داشته باشه

عزیزید . ان شالله قدر شناس باشیم:-)
سلام
از وبلاگ مروه رسیدم به اینجا...
البته من بیشتر از شما نسبت به بابا جانم توقع دارم.
به بابام نمی‌گم پول بده، می‌گم بابا نفقه منو نمی‌دی!؟ والاع...
دختر که نباید خرجی معمولش رو خودش بده! کتاب هم به طریق اولی جزو نفقه است، خصوصا برای کتاب‌خوان‌اش...😉
پاسخ:
سلام سنا بانو جان. خیلی خوش آمدید :)

:) این کامنت رو برای پدر خوندم. میفرمان ، دور این دوست های ناباب رو خط بکش :))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">