بازتابِ نفسِ صبحدمان

امتحانی به اسم "پدر"

شنبه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۵۸ ب.ظ
سه سال پیش بود، از هر زاویه که به قضیه نگاه می کردی حق با من بود و پدر انگار که قسم خورده بود ، بی منطق ترین واکنش هایش را همان لحظه نشان دهد. کارتِ دیدار در دست ، برای اولین بار داشتم می رفتم که حضرت آقا را از نزدیک ببینم . استادم فکر اسکان و همه چیز را کرده بود و حتی با پدر صحبت کرد تا خیالش را راحت کند . همسرم هم در تهران منتظر بود که من را همراهی کند. بلیط هم رزرو کرده بودم. کیفم آماده بود و داشتم لقمه ای که مامان آماده کرده بود را لابه لای محتویات کیف جا می دادم . اولین بار نبود. سفرهای کاری و درسی زیادی را تنهایی رفته بودم. بابا جلوی در اتاق ایستاد و گفت ، "نرو . اصلاً نمیتونم اجازه بدم که بری. دیگه بحث ، تمام ". دلم در شوق دیدار ، می سوخت... با آرامش شماره استاد را گرفتم و تا سلام کردم، اشک بود که تند تند با آستینم پاک می کردم..نیاز نبود حرفی بزنم ، سعی میکردم صدای گریه ام بلند نشود.. استاد گفتند : همین الان ، میری و دست پدرت رو می بوسی و تمام . 

از اتاق رفتم بیرون . مادرم از گریه ی من ، بغض کرده بود ، می دانست چقدر دل به همین یک دیدار خوش کرده بودم ،  رفتم و در حالیکه نمی توانستم مستقیم توی صورت پدرم نگاه کنم و او هم به دلایل نامعلومی عصبانی بود ، دستش را بوسیدم ، اشکم می چکید روی دستش . هق هق کنان گفتم ، یک دیدار ، فدای سر پدرم..کارت سوخت شده ی دیدار، فدای سر پدرم.. برگشتم توی اتاق و از اینکه عقلِ منطق گرای دو دو تا چهارتای پدر ، عشق را شکست داده بود غصه می خوردم..

دیدار دیگری نصیبم نشده تا امروز اما تغییر جهت خوشایند زندگیم را پاداش همان بوسه بر دستان پدر می دانم..آن هم در شرایطی که کاملاً حق با من بود و دلم سوخته بود و .....

حواشی :

1.گره های کور را با شکستن خودتان پیش پدر و مادر ، باز کنید.. خیلی بشکنید... آنقدر که هیچ چیزی برایتان نماند! 
2. عبارت این پست ، از صحیفه ی عزیز سجادیه را خیلی بخوانید +
3. این عید عزیز و روز پدر بر همه ی دوستانم مبارک. 


موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۱

نظرات (۱۰)

کاش بربیایم از پسش
پاسخ:
ان شاءالله به مدد الهی
فقط یک یعنی ها! :دی
شرط می بندم جمله م اساسی نامفهوم بود :)))

عیدتون مبارک. :)
پاسخ:
:)) عزیزید

سال نو با برکتی داشته باشی بانوی عزیز ان شاءالله.
ممنونم
۱۱ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۲۲ پلڪــــ شیشـہ اے
سلام بانو جان.
:) ان شاءالله که همیشه در امتحانات الهی سربلند باشید.
لطفا برای ماهم بسی دعا کنید. 
چه قدر خوبه که آدم کرنش مقابلشون براش ملکه بشه. و چه خوب که آدم استادی کنارش داشته باشه.
ان شاءالله عاقبت بخیر باشید و امام عصر پاسخ گوی انتشار خوبی ها بوسیله ی قلم عزیزتون باشند. :* 

پاسخ:
علیکم اسلام :)

این ملکه شدن خیلی مهمه..درست میگی..ان شاءالله اینطوری بشه برامون..من فقط همین یکبار ، جزء خاطراتی هست که میتونم از خودم راضی باشم متاسفانه...
ممنونم از دعای همیشه هیجان انگیز و عالیت :* در حق خودت ان شاءالله مستجاب بشه بهترین هاش
امیدوارم خداوند به همسر شما هم قلبی بدهد که بتواند این سبک رابطه عرفانی را درک کند :)
پاسخ:
شاید یکی از دلایلی که حاضر شدم ده سال از جوانیم رو بذارم در انتظار ایشون و دور از ایشون بگذره ، این بود که در برابر پدر و مادر خودش و من ، هیچ حقی برای خودش قائل نیست مگر حق خدا . تا جایی که راه داشته باشه و منافی حکم شرع نباشه ، از تمام حقوق طبیعی خودش میگذره . چاره ای هم نیست. اگر اینکار رو نمیکرد من رو در شرایط بدی قرار میداد. از یک طرف پدر م و از یک طرف همسرم..اما بزرگوارانه گذشته و میگذره..
چه کار سختی ...
پاسخ:
بله ... بچه ها خیلی سخت ، با پدر ها و مادرها امتحان میشن بنظرم. سخته 
اووووو عمرا 
ما گنده ترین حالتامون پیش ننه بابامونه :/ 
اون وقت تو همچو شرایطی! بعدشم بازم قبول نکنه! 
اوووووو 
هی هعی! 
پاسخ:
خیلی شرایط های اینطوری پیش میاد. خیلی از گره های زندگی توی همین شرایط از جایی که فکر نمیکنیم و من حیث لا یحتسب باز میشن..
پستِ به فکر فروبرنده‌ای بود...
تا حالا بهش فکر نکرده بودم...

ممنونم که این تجربیات رو با بقیه به اشتراک می‌ذاری :)
پاسخ:
ممنون بانو که وقت میذاری و میخونی :)
آفرین به آن استاد و مرحبا به شما. 
کار تون بسیار دشوار اما سازنده بود.

به نطرم واکنش پدر یا امر او نیاز نیست همیشه مترتب بر منطق باشد. امر پدر، حق اوست و اطاعت، وظیفه فرزند است. حالا اگر این حق، منطقی باشد، چه بهتر. اما اگر منطقی هم نباشد، حق او کماکان به قوت خود باقیست و تکلیف از فرزند ساقط نمی شود. مگر این که در خصوص خانم ها دستور پدر در تضاد با امر همسرش باشد. 

میلاد بر شما مبارک.
پاسخ:
بله . اون روز به این موضوع فکر میکردم که اگر پدران شهدا هم می خواستند اجازه ی جبهه رفتن بچه ها رو از خط کش های عقلِ صرف عبور بدن چی میشد و چقدرها جا می موندند...گاهی تا عقل بخواد راه بیوفته ، عشق رفته و رسیده.. هرچند باز هم فرمایش شما درست ست..
۱. از اون حرف‌های خیلی درست...

۳. بر شما هم :)
پاسخ:
:)  ان شاءالله توفیق خدمت به پدر و مادر رو  در حد اعلی پیدا کنید و کنیم. 
ممنونم
سلام :)

درود بر شما ... درود

میلاد حضرت امیر علیه السلام و روز پدر بر شما هم مبارک :)

پاسخ:
علیکم السلام
 ممنونم. بر شما هم مبارک

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">