بازتابِ نفسِ صبحدمان

از إنا لله تا... إلیه راجعون

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۷ ق.ظ
خانه اش از سمت راست مجاور مسجد و از سمت چپ، به قاعده ی سه تا خانه فاصله، چسبیده به قبرستان روستا بود. مغازه ی کوچکی هم کنار خانه اش داشت. وقتی پرونده به دست وارد خانه شان شدم، از چیدن مقدمات قبلی کنار هم مطمئن شده بودم که بیماری پسرش ژنتیکی نیست و باید به متخصص مراجعه کند. خبر را که دادم، "الحمدلله" ی شنیدم و بعد هم بسته شدن صدای در. واکنش پدر خانواده همینقدر ساده و پر از آرامش و طمأنینه بود، درست شبیه روزی که برای اولین بار وارد خانه شان شدم و همه فکر می کردیم پسر خانواده، بیماری ژنتیکی ای دارد با درصد بالایی از بروز دوباره در فرزندان بعدی...

برای خداحافظی که می روم، بی مقدمه به سوال توی ذهنم جواب می دهد، "هر روز این قبرستون رو می بینم. این دنیا چیزی برای زیادی غصه خوردن و زیادی شاد بودن، نداره. همه چیز خیلی ساده ست، و خیلی کوتاه. به اندازه ی همین چند قدم. از مسجد تا قبرستون. انگار که بچه ی تازه متولد شده ای رو بیارن توی مسجد که توی گوشش اذون بگن، و تا مسیر قبرستون، بزرگ شه، عمرش تمام شه و ببرنش اونجا، توی قبرستون و دفنش کنن...هر روز این رو برای خودم تکرار می کنم"...

حاشیه :
از پنجره ی اتاقم بیرون را نگاه می کنم...تا چشمم کار می کند، ساختمان ست و مغازه و فروشگاه؛ پر از هیاهوی آدم ها. انگار به عمد، قبرستان ها را از جلوی چشممان دور کرده اند و کم کم مسجدها را بین ساختمان خانه ها و مغازه های دو طبقه ی اطرافش، گم کرده اند، که یادمان برود زندگی چقدر کوتاه ست. به کوتاهی اذانی در مسجد و لا اله الّا الله ی در قبرستان...
موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۶

نظرات (۱۱)

۲۶ تیر ۹۷ ، ۰۱:۱۹ صحبتِ جانانه
بعضی ها بدون اینکه اینهمه دوروبرش خودشون و شلوغ کرده باشن از علم هایی که معلوم نیست بهش عمل کنن یا نه
با عمل هایی که از سر اخلاص و سادگی دارن به چه آرامش هایی می رسند...
پاسخ:
بله...همین قدر هم غنیمت هست واقعا..هر چند اهمیت با "معرفت" هست اما عمل های سر اخلاص اینها کجا و علم های بی عمل کجا...
این رو توی روستاها خیلی می شه دید. آدم هایی هستند که به سلامت خودشون رو دارن از این دنیا عبور میدن.
وقتی به دنیا می‌آییم در گوشمان اذان می‌گویند و وقتی می‌میریم پشتِ سرمان نماز می‌خوانند. زندگی فاصله‌ی بینِ اذان تا نماز است...
پاسخ:
چه فرصت هایی که توی همین عمر کوتاه داریم از دست می‌دیم...
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۳ قاسم صفایی نژاد
زندگی کوتاه نیست. زندگی جاودانه است. زندگی در این دنیاست که کوتاه است. خیلی کوتاه. ای کاش در این فاصله مسجد تا قبرستان، طوری زندگی کنیم که زندگی جاودانه‌مان بوی مردگی ندهد.
پاسخ:
بله. فرمایش شما از عرض بنده دقیقتر هست. 
ان شاءالله... این نقطه چین بین انا لله و ....انا الیه راجعون، یعنی همین تلاش..
یکی از علمای بزرگ که هنوز زنده هستند همسرشون رو توی محوطه خونه ی خودشون دفن کردن.
پاسخ:
می دونید؟ بعضی مسائل همیشه باید جلوی چشم آدم باشند، اونقدر که قلباً باورمون بشه... یکبار بنده خدایی که رشته ش شهرسازی بود داشت از همین منظر توضیح می داد بافت جدید شهری رو. اینکه بعضی مسائل رو به عمد داریم از یاد می بریم در صورتیکه یادآوریشون برای خوب زندگی کردن و خوب مردن لازمه...
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۲ پلڪــــ شیشـہ اے
چه قدر دلچسبند این آرامش ها 
دور بودن این آدم ها از کثرت، موجب میشه آدم کنارشون ته نشین بشه و به چیزای بزرگتری فکر کنه.
ان شاءالله خداوند بیش از پیش به ذهن و فکر و قلبتون برکت بده در جهت افزایش درک نشانه ها.
ممنون از به اشتراک گذاشتنش
پاسخ:
بله دقیقاً همینطوره. اصلاً زندگی دیگه ای جریان داره. گاهی آدم تعجب می کنه حتی..

خیلی ممنونم بانو. خدا می دونه چقدر دعاهای شما بهم انرژی میده و حتی جهت. :) الحمدلله بابت بودنت. همچنین خواهر جانم. :)
سلام
اون پاراگراف دومو مامان بچهه گفت؟
پاسخ:
سلام و نور.
نه حرف پدر بود.
مبهوت و مدهوش این حجم از معرفت شدم! بی شوخی میگم! 
اصلش همینه! 
پاسخ:
من واقعا پدرهایی رو دیدم که خیلی بد با فرزندانشون امتحان میشن. اینقدر علاقه افراطی دارند به بچه ها که از تعادل خارج می شن و از این جهت امتحان سختی می شن. وقتی مقایسه می کنم این ها رو باهم، می بینم خیلی معرف و فطرت پاک می خواد که این نگاه رو داشته باشی و خیلی سخت به دست میاد... اینکه می گفت "من هر روز این تذکر رو به خودم میدم"، خیلی قابل توجه بود...این باور براش قلبی شده بود.. در صورتیکه برای خیلی از ما فقط عقلاً قابل قبول هست و قلبی نشده.
همین که باور شده بود برام جای بهت داشت. انم در! باز مادر به خاطر محبت ممکنه دنبال یه توجیه برای رسیدگی بهبچه باشه و این چیزا عجیب نیستولی پدر...به قول شمافطرت واقعا پاکی میخواد!

خدا از این پاکی ها و معرفت ها به ما هم بده ان شاءالله!
خدا ان شاءالله ما رو با آدمای با معرفت محشور کنه. چه دنیا چه آخرت!
پاسخ:
واقعا دستورات شریعت می تونه همینقدر آدم رو بزرگ بکنه. وقتی از یاد مرگ حرف می زنه شریعت، قطعاً اثر بزرگی رو مد نظر داره. بعضی رفتارها رو توی آدم هایی مثل ایشون می بینم که فقط تنها توضیحی که می‌تونم داشته باشم براش اینه که بعضی دستورات شریعت رو رعایت کردند و باعث شده حجابها از فطرتشون کم و کمتر بشه...

ان شاءالله..
الهی آمین..
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۰ عباس زاده
توکل بعضی‌ها ستودنیه ...
پاسخ:
بله.. دنیایی دارن برای خودشون پر از طمأنینه و سکنیه گاهی.
۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۹:۲۵ صبا مهدوی
راحت فراموش میکنیم...
حتی مرده‌ها هم تو ماشین‌های نعش‌کشی شیک و بی سر و صدا می‌روند

پاسخ:
اصلا منطق حاکم، منطق فراموش کردن مرگ هست. مرگ رو دوست نداره و سعی می کنه خودش رو به غفلت و فراموشی بزنه... همه ی طراحی ها هم بر اساس همین انجام می شه..
۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۴۱ آقای نویسنده
بسیار زیبا نوشتید
پاسخ:
لطف شماست
نقل قول کردم فقط

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">