بازتابِ نفسِ صبحدمان

حساب‌های دیگری هم در عالم هست

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۸:۲۴ ب.ظ
همین الان کنارم نشسته و مشغول نقاشی کشیدن است. مادرش بیمارستان است و برای چند ساعتی مهمان ماست.
برایش سیب پوست می‌کنم، نمی‌خورد. با خودم فکر می‌کنم شاید دوست نداشته باشد. هلو برایش می‌آورم، نمی‌خورد. پسته و حتّی شکلات را رد می‌کند. می‌گویم اگر مادرت دیر برسد، گرسنه می‌مانی. همانطور که سرش به نقاشی گرم است بدون اینکه نگاهم کند با زبان کودکانه‌اش می‌گوید، "مامانم همیشه توی کیفش برام خوراکی داره. میاد، ازش می‌گیرم می‌خورم".

منطق ما آدم‌بزرگ‌ها اجازه نمی‌دهد که چشم بر مازادی که نیاز نداریم ببندیم. منطقمان منطقِ "پس، فردا چی؟" شده. هر روز به فکر فردا و فرداها هستیم که نکند گرسنه بمانیم، نکند بیچاره شویم، نکند... یک بچّه به راحتی از چیزی که امروز، نیاز ندارد می‌گذرد، با اطمینانِ به اینکه برای بعدش، مادرش، دستِ پر می‌آید... .


حواشی:
• إنّ الله عزّوجل جعل ارزاق المؤمنینَ مِن حیث لا یحتسبون1.
قطعاً به معنیِ تعطیل کار و پس انداز و برنامه ریزی و ... نیست.




---------------------------------------------------------------------------
1. بخشی از روایت امام صادق علیه السلام. توحید صدوق.ص402

موافقین ۱۷ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۲

نظرات (۱۸)

۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۲۶ پلڪــــ شیشـہ اے
چه خوبه که این ها رو می نویسید.
خیلی وقتها توی مشکلات خیلی بهتر میشه این روزی رسوندن از جایی که فکرش رو نمی کنید رو فهمید.
خدا خیر کثیربهتون بده
امام زمان عج الله دعاگوتون
پاسخ:
بنظرم برای هر انسانی لازمه دو تا کتاب رو حتما بخونه و بعد همون دید رو ادامه و تعمیم بده، یکی "جایگاه رزق انسان در هستی" و یکی"زن آنگونه که باید باشد"... رزقی که در حد کفاف باشه، آدم تا لقمۀ آخرش رو نخوره، نمیمیره. و دنیا جمع بشن نمیتونن اون رو ازش بگیرن. 
یک بچه به حسب فطرتش این رفتار و اطمینان رو داره.(هرچند به واسطه ها. بالاخره نمیتونه تفکیک کنه واسطه و غیرواسطه رو) ولی فطرت ما از بس گردو غبار گرفته و اونقدر کم فروغ شده که فقط با دو دو تا چهارتاهای وهمی و به پیروی از شیطان، حساب و کتاب میکنیم. شیطان هم که "یخوف اولیاءهم"؛ بخاطر همین همه ش در ترس و اندوهیم...

ممنون از نگاه پر از لطف و بزرگواریت بانو.
همچنین شما و همسرتون :)
یه وقتی بود فکر می‌کردم چرا انقدر خدا اصرار داره رو رزق لایحتسب؟ بعد دیدم ماها وقتی می‌خوایم کسی از یه موقعیت خوب لذت بیش‌تری ببره غافلگیرش می‌کنیم. مثلا برای تولد و این‌جوری کیفش بیش‌تره...
و خوب، خدا ته لذت موجود تو این دنیا رو برای بنده‌های خوبش تامین می‌کنه:) اجازه نمی‌ده لذت پاک و حلالی تو این عالم باشه مگر این که نصیب مومنین بشه به‌هرحال:)
پاسخ:
چه قشنگ گفتید :) بله همینطوره.

یک جایی هم بزرگی فرمودند، از این جهت من حیث لا یحتسب هست چون اگر خیال آدم راحت باشه که مثلا هر ماه فلان قدر پول داره، دیگه تمام شده میدونه و خیالش راحته. اما اونی که این حقوق ثابت رو نداره، مدام دعا میکنه و خدا این حال رو بیشتر میپسنده. بخاطر همین برای مومنی که خیلی دوسش داره، مقدر میکنه که من حیث لا یحتسب باشه...

گاهی فکر میکنم چقدر منطق ما با قواعد و حکمت های الهی فرق داره...
زن آنگونه که باید باشد مشخصاتش را کامل تر بگو لطفا
پاسخ:
کتاب "زن آنگونه که باید باشد" از اصغرطاهرزاده

اینجا هم لینک دانلودش هست.  http://lobolmizan.ir/book/1191
دانلود نمیخوام 
خدا کنه کتابخونه داشته باشه و خدا کنه کتاب خیییلی مذهبی که دلم بزنه نباشه 
ممنون 
پاسخ:
ان شاءالله پبدا کنی کتاب رو.
بعید میدونه دلت رو بزنه.
خواهش میکنم :)
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۱۷ صحبتِ جانانه
چه زیبا بیان کردین
پاسخ:
ممنون از نگاهت بانو
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۵۸ آشنای بی نشان
فکر می‌کنم این گوشه وبلاگتون از کتاب آقای طاهرزاده نوشته بودید که انسان چه برنامه داشته باشه و چه نداشته باشه در نهایت به اون روزی ای میرسه که براش مقدر شده(نقل به مضمون دقیق یادم نیست)
این مسئله با برنامه ریزی برای کسب روزی در تضاد نیست؟
پاسخ:
بله. 
چند تا تکه پازی هست که باید کنار هم چیده بشه تا دریافت درستی داشته باشیم از منظور شریعت.
مثلا اینکه خداوند تمام کارها رو با واسطه ها انجام میده. الان توی بحث رزق حتمی ای که باید به انسان برسه، واسطه لازم هست. الان ما داریم چکار میکنیم؟ میگیم اگر من استخدام رسمی نباشم، یا فلان شغل رو نداشته باشم، بیچاره میشم و نمیتونم زندگی کنم. اقای طاهرزاده میگن، بیچاره نمیشی، فوق لیسانس یا استخدام تو قرار نیست به تو رزق بده. قراره رزق حتمی تو با وسیله ای به تو برسه. حالا این وسیله با راحتترین شکل ممکن جور میشه. یک شغل معمولی و بی درد سر. و با عادی ترین تلاش ممکن. الان تمام قواعد زندگی ما روی اصلی که فکر میکنیم، بسته شده. ازدواج و انتخب رشته مون همه ش بر اساس همین تصورات اشتباه هست. 
------

یک قاعده دیگری هم داریم که استاد ما زیاد تذکر میدن. میگن اگر در مسیر بندگی بودی (این بندگی هم شامل علم هست هم عمل)، اگر شغلی که داری کفاف زندگیت رو داد که هیچ. اگر نداد خدا امداد غیبیش رو به کمکت میفرسته.

---------
از این دو مورد یک نتیجه ای به دست میاد : قرار نیست شبانه روز بدویم برای مال دنیا. به قول اقای طاهرزاده با اندک تلاشی اون رزق به دست میاد و در کنار قناعت میشه یک نوع سبک زندگی ای داشت که مطلوب شریعت هست. نیمی رو کار میکنی و نیمی رو برای اخرتت وقت میذاری...
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۲:۲۷ پیـــچـ ـک
سلام
چه پست خوبی!
پاسخ:
سلام و رحمت الله.
ان شاءالله دلتون و دلمون، پر از آرامش به یاد الهی باشه..
دقیقا داشتیم امروز در همین مورد با دوستم حرف می زدیم . یه بار دو نفری با هم رفتیم قم . با یه حالت بی برنامگی و در به دری ... اما خیلی چسبید چون از این ور و اون ور برامون جور می شد ... حس می کردیم یکی مراقبمونه :)
اما حالا ک فکر می کنیم می بینیم آدم باید با برنامه باشه اما معمولا برنامه دقیق اون طوری ک می خوایم پیش نمیره و اون وقت باز خدا کمکمون می کنه ...
پاسخ:
برنامه که باید داشت ولی یکجایی اگر پیش بیاد، هوامون رو هم دارند قطعا.
فرمایشتون راجع به برنامه هم کاملا درسته... ربوبیت حضرت حق، گاهی ما رو با دست خودش در مسیرهای پیش بینی نشده پیش میبره..
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۲۲ قاسم صفایی نژاد
به گمانم مرحوم آیت الله بهجت بود که می‌فرمودند اگر اندازه‌ای که بچه به مادرش اعتماد داره، به خدا اعتماد داشتیم وضعیتمون این نبود
پاسخ:
رحمت الله علیه...
بله واقعا.. بچه یعنی فطرت و نور... کاش برگردیم به نور فطرتمون..
سلام مومن. جزاکم الله خیرا


چه جالب...
باید همینطوری به خدا اعتماد داشت...


نکته جالب در این داستان این بود که این فسقلی، کار خودش هم که نقاشی کشیدن بوده را هم انجام می داده...ضمن اینکه حواسش بوده از هر خوراکی غیر خوارکی های مادرش چشم بپوشه حتی اگه خوشمزه باشند....

شرمنده خدا شدم...



عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
یا علی
پاسخ:
علیکم السلام.

بله دقیقا.. حرکات و رفتار ناخودآگاه بچه ها، خیلی مسائل رو به یاد آدم میاره...چون فطری عمل میکنن.. یک خصلت های عجیب و خوبی دارند...

ان شاءالله خدا از ما راضی باشه... کاش برسیم به این جا...

زنده باشید
در پناه حق
لابد جفتشم از استــــــــاد طاهرزااده؟ :)
پاسخ:
بله
خیلی چیزها را باید از بچه ها یاد گرفت...
پاسخ:
بله...خصلت های فطری ای دارن که فراموشمون شده...
این دوران کودکی خیلی چیز جالبی هستش آدم اصلا هز هیچ چیزی نمی ترسه نه از مریضی نه از هیچ چیز دیگه
چون می دانه مادر پشتشه ولی تا بزرگ می شوید و جامعه و خانواده از تو انتظار دارند که رو پای خودت بایستی کار سخت می شود متاسفانه ایمان به خداهم ضعیفه و هیچ کس نیست که بهش راحت تکیه کنی آنجاست که تن و بدن آدم همش میلرزه
خدا به همه ایمانی قوی بده
پاسخ:
بله. قوایی که در کودکی لازم هست تا مفهوم مادر و پناهگاه بودن رو درک کنه، وجود داره. ما بزرگ میشیم و باید برای یافتن حقائق کلی تر و بالاتر قوامون رو رشد بدیم ولی اینکار رو نمیکنیم  و همون میشه که شما توصیف کردید...

الهی آمین.
۲۶ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۸ پلڪــــ شیشـہ اے
حیف نبود شما توی بیان نباشید.
چه آرامش بخشه جواب نظرات تون
و کتاب "زن آنگونه..." چه دلچسب تر میشه هرچی جلو میره
چه قدر بعضی جنگ و جدال های آدم با خودش کم میشه...
ابهاماتی که داشتم و نمی دونستم سوالات پنهان درونم هستند، :) داره پاسخ داده میشه
پاسخ:
سلام بانو جان.
لطف شما همیشه شامل حالم بوده و خجالت زده م میکنه.

الحمدلله که کتاب خوبی بوده براتون. روزی خودتون بوده به لطف حضرت حق. 
بله.. خاصیت کتابهای ایشون همینه. خدا بهشون طول عمر باعزت بده..
سلام
بنویسید ...
پاسخ:
علیکم السلام.
ممنونم که دنبال میکنید و امیدوارم با نوشته ها زمانتون هدر نره...
چشم. دعا بفرمایید از این مشغولیت های  بیخودی دنیایی یکم رها شم. به روی چشم ان شاءالله.
۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۸ پلڪــــ شیشـہ اے
:)
پاسخ:
:)
:)
۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۹ آ میـMiRـزا

سوره مبارکه الطلاق آیه ۳
وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا﴿۳﴾
و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!

http://farsi.khamenei.ir/newspart-index?sid=65&npt=7&aya=3

پاسخ:
خیلی ممنونم. 
۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۶:۵۲ مـــــحـــــمدبـــــاقـــــر علیرضالو
مطلب زیبا و جالبی بود
کاش بزرگیمان هم به اندازه کودکیمان به حرفهای مادرانه مادرمان،اطمینان داشتیم
یاعلی
ادمین وبلاگ:تلنگرتفکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">