بازتابِ نفسِ صبحدمان

۳ مطلب با موضوع «محاسبه ی آخر سال» ثبت شده است

• از سری پست های جمع بندی آخر سال(3) •

روز فقط همان 24 تکان عقربه ی چاق و کوتاه نیست . روز می تواند عاشورا باشد و به اندازه 1400 سال معنا داشته باشد برای گفتن و شنیدن و نوشتن و خواندن. عمر می تواند عمر هفتاد -هشتاد ساله ی حلی ها و طوسی ها و مجلسی ها باشد که 110 جلد کتاب از آن در بیاید یا مثل عمر ما که وقتی از روی تصادف ، دوست دوران دانشکده مان را می بینیم ، انگشت به دهان بمانیم که عجب! دوره دانشکده، سال 86 بوده و الان 96 است. این ده سال کی گذشت و من این همه مدت چه می کردم؟

این بار که مطابق همه ی فرمول های علمی،برنامه ریختیم(که البته وظیفه مان همین است ) و فهرست اولویت های روز و هفته و ماهمان را معین کردیم و روی کاغذ آوردیم ،خوب که گرم کردیم و زدیم به دل برنامه مان ، آن وسط های کار وقتی مادرمان صدا زد ؛ دخترمان گریه کرد ؛ پسرمان بهانه گرفت با او بازی کنیم یا همسرمان پایش را کرد در یک کفش که امشب همان شبی ست که باید فلان جا باشیم ؛ یا ....برنامه مان را ببوسیم و دلمان را به برنامه ریزی خدا بدهیم و بدانیم کاری کرده ایم که خدا خواسته میان بُر برویم. خواسته به وقتمان برکت بدهد. یک ساعتمان را بکند ده ساعت. کاری که بارها و بارها با خیلی ها کرده . چه آن ها که به طی الارض ، مسافت های دور را کوتاه می کردند و چه آن ها که کارهای 16 ساعته را یک ساعته انجام می دادند و عمرهای 70 ساله شان،2000 سال برکت کرد..

بخشی از مطلب "طی الوقت داری؟" خانم وحیده گلزاده" .مجله خانه خوبان.شماره 108.
خانه ی خوبان در تلگرام :  +


حواشی :
1.در نهایت اینکه ، وقتی محاسبه ی ماه های گذشته رو نگاه می کنم ، میبینم یک جاهایی برنامه م خیلی تغییر کرده. قسمت های خالی برنامه که گذاشته بودم برای اتفاق های غیرمنتظره و برنامه ریزی ها و کارهای یهویی، خیلی بیشتر از انتظارم پُر شده .انتظاری که ما از یک برنامه ریزی داریم، اینه که نهایتاً ما رو به جلو ببره. و وقتی محاسبه می کنیم میبینیم خیلی بیشتر از چیزی که اعداد و ارقام ما نشون می داد ، جلو رفتیم به لطف خدا...همیشه جایی برای برنامه های خدا در نظر بگیریم و عمیق تر به حوادث و موانع و یا فرصت هایی که پیش میاد نگاه کنیم. شاید همون فرصت هایی باشن برای طی الوقت ما...

2. سعی کردم در سه پست، تجربیاتم، بعد از بررسی سال 96 رو بنویسم. ان شاءالله که مفید بوده باشه.


إنّی ذاهِبٌ إلی رَبّی سَیَهدین

سال نو ان شالله براتون/برامون پربرکت باشه.
۱۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۴۷
• از سری پست های جمع بندی آخر سال(2) •

1.استاد می فرمودند ، وقتی برنامه ای میذاری برای خودت و هی توش شکست می خوری و نمی تونی انجامش بدی ، دلت که بشکنه ، ناراحت که بشی، همین دلشکستگی باعث رشد و قوتت میشه و بعدتر از پس اون کار بهتر بر میای. پس بهتره همیشه برنامه ای باشه و برنامه ای داشته باشی و بنویسیش و برای رسیدن بهش تلاش کنی ، تا اینکه اصلاً حتی به ذهن و قلمت خطور نکنه که باید کاری رو انجام بدی..


2.از جمله حسن های برنامه ریزی و مرور و محاسبه ی برنامه ها اینه که ، می فهمی  : 

همچو موری اندر این عالم خوش ام 

که فزون از خویش، باری می کشم

زیر سایه ی ربوبیت پروردگار و به مددهای حق ، به توفیقاتی می رسیم که به تنهایی بهشون نمی رسیدیم.. دلت قرص می شه ، شاد می شی از اینکه رها نشدی به حال خودت. و کسی هست که تلاش هات رو می بینه و از جایی که گمان نمیکنی کمکت میکنه و راه رو برات هموارتر میکنه..این رو جداً میشه با بررسی یک ساله ی برنامه ریزی ها متوجه شد . برنامه داشتن ، خیلی فراتر از موفقیت های پیش پا افتاده ی دنیوی، نصیبمون می کنه به لطف خدا...

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۵۱
• از سری پست های جمع بندی آخر سال(1)

کسی ، سر مردم را می تراشید. هر چه تیغش کُند می شد ، بیشتر فشار می آورد و در نتیجه پوست سر مردم رو می کَند . به او گفتند یک ریال بده یک تیغ بخر و سر مردم رو اینطور تکه تکه نکن. گفت : چرا یک ریال بدم تیغ بخرم ؟! ده شاهی (نیم ریال) میدم ، نان میخرم ، میخورم ، قدرت دست و بازوم زیادتر بشه ، بیشتر فشار میارم. چیزی که مردم بهش پیشنهاد می دادن ، پیشنهاد تغییر روش بود ولی خودش، اصرار به موندن به روش قبلی داشت و فکر می کرد اگر همون کار غلط رو با انرژی بیشتری ادامه بده ، نتیجه می گیره...فکر می کرد به تیغ کم فشار میاره، برنامه می ریخت که بیشتر فشار اعمال کنه...

یکی از تجربیات سال 96 برای من ، همین بود . پایبندی به ورزش روزانه ، هیچ جوره میسر نمی شد. چه شب زود می خوابیدم، چه دیر ، حتی اگر شام سبک می خوردم ، نمیتونستم پایبند باشم که اون ساعت صبح ، با نشاط  ورزش کنم . چند ماه آخر سال ، ساعت ورزشم رو تغییر دادم . و ساعتی رو انتخاب کردم که فکر میکردم با ساعت بدن و روحیاتم ، سازگاری بیشتری داره. واقعا نتیجه ش شگفت انگیز بود و جز چند روز انگشت شمار، به برنامه م پایبند بودم و اثراتش رو دیدم.

***
گر نه موشِ دزد در انبان ماست 
گندم اعمال چل ساله کجاست ؟!
مولوی

موشِ دزد، در صحنه ی فعالیت های ما پیدا می شه. لذا به جای اینکه تمام وقتمون رو صرف کنیم و گندمِ بیشتر در این انبار بریزیم ، موش رو از انبار بیرون کنیم. ضرورت تغییر نگاه رو در برنامه ریزی سال جدید ، در نظر بگیرید.


۷ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۱۴:۱۴